خداوند اين مطلب را در اين دو آيه بيان نموده كه : « كسانى كه ايمان آورده و ايمانشان را با ستم نيالودهاند ايمنى از آنِ اينان است و همينان هدايت يافتگانند » و « كسانى كه با زبانشان گفتند ، ما ايمان آورديم ولى دلهاى آنها ايمان نياورده است » .
بنابراين ، ايمان دارى حالات و درجاتى است كه شرح آن به طول مىانجامد .
از آن جمله گاهى ايمان بر دو وجه است :
ايمان به قلب .
و ايمان به زبان .
ايمان منافقان در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ايمان زبانى بود كه به واسطه غلبه شمشير اسلام و ترسى كه داشتند با زبان ايمان آوردند ، ولى در دل ايمان نداشتند .
از اين رو ايمان به قلب ، همان تسليم در برابر خداست . پس كسى كه كارها را به خدا واگذارد ، از دستور او سرپيچى نمىكند ، آن سان كه شيطان از سجده بر آدم سرپيچى كرد ، و بيشتر امّتها از اطاعت پيامبرانشان سرپيچى نمودند . در نتيجه توحيد براى آنها نفعى نداشت ، چنانچه آن سجدههاى طولانى براى شيطان سودى نبخشيد ، چون او يك سجدهاش چهار هزار سال طول كشيد و نتيجهء آن جز رسيدن به موقعيّتهاى مادى و دنيوى و رسيدن به مقام نبود .
به همين جهت ، نماز و صدقه جز با هدايت به راه نجات و طريق حق سودى ندارد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٩٣