شيرين در حلق آن هيكل ، آب شور در دو چشمش ، آب تلخ در دو گوشش و آب بدبو در بينى او قرار گرفت .
و حوّا از اين رو حوّا خوانده شده كه منشأ آفرينش او از حيوان بوده است .
و اين كه به اسب « اجد » گفتهاند ، به جهت آن كه نخستين كسى كه روى اسب نشست ، قابيل بود كه در روز كشتن برادرش هابيل سوار آن شد و اين بيت را انشاء كرد :
امروز مردم را مىيابم ( كه خونى را كه ريختهام ) ناديده نگرفته و به دنبال من مىآيند .
از اين رو به اسب « اجد » گفتهاند .
و به قاطر به آن جهت « عد » گفتهاند كه : نخستين كسى كه بر قاطر نشست حضرت آدم عليه السلام بود به اين شرح كه :
حضرت آدم عليه السلام فرزندى به نام « مَعِد » داشت كه به چهارپايان شوق وافر داشت و همواره در معيّت حضرت آدم عليه السلام آنها را مىراند و هرگاه قاطر از رفتن باز مىماند ، آدم عليه السلام با صداى بلند ندا مىداد : معد ! قاطر را بران !
از اين رو ، وقتى معد را مىگفتند ، قاطر به ذهن مىآمد و مردم « ميم » را حذف كردند و به قاطر : عِد گفتند .
و امّا اين كه به الاغ « حَرَ » گفتهاند به جهت آن كه : نخستين كسى كه بر الاغ نشست حوّاء بود ، وى الاغى داشت كه براى زيارت قبر فرزندش هابيل بر آن سوار مىشد و در اثناى راه مكرّر مىگفت : واحراه .
و هر وقت اين عبارت را مىگفت : حيوان راه مىرفت و وقتى ساكت
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٥٠