تلميخا گفت : شما چه مىخواهيد ؟
گفتند : خدا را فرا خوان ! ما نيز فرامىخوانيم تا روح ما را بگيرد .
آنان دست خود را به دعا بلند كردند ، و از خدا خواستند بار ديگر آنها را به نزد خويش فراخواند .
خداوند فرمان داد تا آنان قبض روح شوند . و بدين وسيله خداوند درب غار براى هميشه بر روى مردم بست . دو پادشاه مسيحى و يهودى مدت هفت روز به دنبال روزنهاى براى ورود به غار مىگشتند ، ولى تلاش آنها بىنتيجه ماند .
پادشاه مسيحى مىگفت : آن جوانان بر دين ما مردهاند مسجدى بر درب غار بنا مىنمايم .
پادشاه يهودى مىگفت : نه ، بلكه آنها بر دين من مردهاند من كنيسهاى بر درب غار مىسازم .
سرانجام ميان آنها جنگى درگرفت و عبدالرحمان فاتح آن نبرد گرديد و مسجدى بر درب غار بنا كرد .
وقتى سخن امير مؤمنان على عليه السلام به اين جا رسيد از دانشمند يهودى پرسيد : آيا اين مطالب با تورات شما مطابقت دارد ؟
يهودى پاسخ داد : نه حرفى بر آن افزودى و نه كاستى و من همينك گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست و اين كه محمد بنده و فرستاده اوست .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٣٧