على عليه السلام به او فرمود : اى هارونى ! صدايت را پايين بياور و آرام باش .
آنگاه هارونى از آستين خود كتابى به زبان عبرى بيرون آورد و به على عليه السلام داد . حضرتش به آن نگاه كرد و گريست .
هارونى گفت : چرا گريه مىكنى ؟
على عليه السلام فرمود : اى هارونى ! نام من در آن نوشته شده است .
يهودى گفت : اين كتاب به زبان عبرى است و زبان تو عربى است .
على عليه السلام فرمود : واى بر تو اى هارونى ! اين نام من است . نام من در تورات هابيل و در انجيل حبدار است .
يهودى گفت : راست گفتى . سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست ! اين به خط پدرم هارون و با املاى موسى بن عمران است كه به ارث از پدرانم به من رسيده است .
راوى گويد : على عليه السلام شروع به گريه كرد و مىفرمود : سپاس خدايى را كه مرا در پيشگاه خود از فراموش شدگان قرار نداد . سپاس خدايى را كه نام مرا در صحف نيكان ثبت نمود .
آنگاه على عليه السلام دست آن مرد سعادتمند را گرفت و به خانهاش برد و علوم خير و نيكى و دستورات اسلام را به او آموخت .
إذا نام الرجل أين تذهب روحه ؟
70 - أبي وابن الوليد معاً ، عن سعد والحميري ومحمّد العطار وأحمد بن إدريس جميعاً ، عن البرقي ، عن داود بن القاسم الجعفري ، عن أبي جعفر محمّد بن
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٧٦