تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
عمر با دستش به على عليه السلام اشاره كرد . او نزد على عليه السلام آمد و از او پرسيد : اى على ! تو آن گونه‌اى كه عمر مىپندارد ؟ على عليه السلام فرمود : پندار او چيست ؟ گفت : او بر اين باور است كه تو دانشمندترين اين امّت نسبت به كتاب خدا و سنّت پيامبر هستى ؟ فرمود : اى يهودى ! از آنچه مىخواهى بپرس كه - ان شاء اللَّه - پاسخ خواهى شنيد . گفت : من از سه مسأله ، سه مسأله و يك مسأله از شما مىپرسم . امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : پس چرا نگفتى از هفت مسأله مىپرسم ؟ يهودى گفت : نمىگويم هفت مسأله ، من فقط از سه مسأله مىپرسم ، اگر پاسخ آنها را درست گفتى از سه مسأله ديگر مىپرسم و گرنه مىفهمم كه بين شما دانشمندى نيست و مىروم . در اين هنگام امير مؤمنان على عليه السلام به او فرمود : تو را به خداى خودت كه مىپرستى سوگند مىدهم ! اگر در هر چه پرسيدى پاسخ دهم آيا دينت را رها مىكنى و وارد دين من مىشوى ؟ يهودى گفت : من فقط طالب اسلام و جوياى آن هستم . على عليه السلام فرمود : هر چه مىخواهى بپرس . گفت : نخستين قطره خونى كه بر روى زمين چكيد ، كدام خون بود ؟ و نخستين چشمه‌اى كه از زمين جوشيد ، كدام چشمه بود ؟ و نخستين درختى كه بر روى زمين روييد ، كدام درخت بود ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 272 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى