تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
على عليه السلام گفت : اى رسول خدا ! من در نامگذارى او بر شما پيشى نمىگيرم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من نيز بر پروردگارم پيشى نخواهم گرفت . آنگاه جبرئيل فرود آمد و گفت : اى محمّد ! خداى على اعلا بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد : چون على براى تو همانند هارون براى موسى است و پس از تو پيامبرى نخواهد بود ، از اين رو ، اين پسرت را با پسر هارون همنام كن ! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : نام پسر هارون چه بود ؟ گفت : شبر . فرمود : زبان من عربى است . گفت : نام او را حسن بگذار . اسماء گويد : از اين رو ، رسول خدا صلى الله عليه و آله او را حسن ناميد . هنگامى كه روز هفتم ولادت آن كودك زيبا فرا رسيد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دو قوچ سفيد و سياهى براى او عقيقه كرد ، و يك ران از آنها را با يك دينار به قابله داد . سپس سر مبارك آن نازدانه را تراشيد و به وزن موى سرش نقره صدقه داد و سر آن نوزاد را با خلوق « 1 » معطّر و خوش بو نمود و فرمود : اى اسماء ! آغشته كردن سر نوزاد با خون قربانى كار مردمان زمان جاهليّت بود « 2 » .
هامش
( 1 ) - علّامهء مجلسى رحمه الله در توضيح اين واژه مىنويسد : خلوق ، عطر معروفى است كه تركيبى از زعفران و انواع عطرهاى ديگر است كه بيشتر به رنگ سرخ و زرد است . ( 2 ) - گفتنى است كه در دوران جاهليّت مرسوم بود كه براى نوزاد قربانى مىكشتند ، آنگاه سر او را با خون قربانى آغشته مىكردند . ولى اسلام اين عمل را تغيير داد كه با خلوق و زعفران آغشته و خوش‌بو نمايند .