تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
اسماء مىگويد : بعد از يك سال بود كه حضرت حسين عليه السلام متولّد شد ، باز پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و فرمود : اى اسماء ! فرزند مرا بياور . من امام حسين عليه السلام را در حالى كه در ميان يك پارچهء سفيد پيچيده بودم به حضرتش تقديم نمودم . رسول خدا صلى الله عليه و آله به گوش راست آن نوزاد زيبا اذان و به گوش چپش اقامه گفت . آنگاه حسين عليه السلام را در كنار خود نشانيد و گريست . من گفتم : پدر و مادرم به قربانت ! براى چه گريه مىكنى ؟ ! فرمود : براى اين پسرم گريه مىكنم . گفتم : اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين مولود همينك متولّد شده است . فرمود : او را پس از من گروهى ستمگر خواهند كشت . خداوند شفاعت مرا نصيب آنان نگرداند . سپس فرمود : اى اسماء ! اين موضوع را به فاطمه عليها السلام مگو ، زيرا فاطمه عليها السلام تازه اين كودك را زاييده است . آنگاه حضرتش به على عليه السلام فرمود : نام اين فرزند را چه نهاده‌اى ؟ گفت : اى رسول خدا ! من در نامگذارى او بر شما پيشى نخواهم گرفت ، با اين كه دوست دارم نام او را حرب بگذارم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من هم در نامگذارى او بر پروردگارم پيشى نخواهم گرفت . در اين هنگام جبرئيل نازل شد و گفت : يا محمّد ! خداى على اعلا بر تو سلام مىرساند و مىگويد : چون على عليه السلام براى تو همانند هارون براى