تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
فرشته گفت : تو بفرما اى امير مؤمنان ! فرمود : مىخواهى به تو اجازه دهم كه به ديدن خضر عليه السلام به روى . گفت : آرى ، درست است . فرمود : به تو اجازه دادم . فرشته بعد از اين كه « بسم‌اللَّه الرحمن الرحيم » گفت ، با سرعت حركت كرد . ما مقدارى روى كوه راه رفتيم ، چيزى نگذشت كه فرشته بعد از زيارت خضر عليه السلام به جايگاه خود بازگشت . سلمان گفت : اى امير مؤمنان ! گمان مىكنم اين فرشته خضر عليه السلام را زيارت نكرده بود تا شما به او اجازهء زيارت دادى . فرمود : سوگند به آن خدايى كه آسمان را بدون ستون برافراشته ! اگر يكى از آنها تصميم داشته باشد به اندازهء يك نفس كشيدن از جايگاه خود حركت كند تا من اجازه ندهم نخواهند رفت . حال پسرم حسن نيز چنين خواهد بود ، بعد از او حسين و نه نفر از فرزندان حسين - كه نهمى آنان قائم ايشان است - چنين خواهند بود . گفتيم : نام فرشته‌اى كه مأمور كوه قاف است ، چيست ؟ فرمود : ترجائيل . گفتيم : اى امير مؤمنان ! چگونه شما هر شب به اينجا مىآيى و برمىگردى ؟ فرمود : همين گونه كه شما را آوردم . سوگند به آن كه دانه را شكافت و