آشكارا دوست مىدارم در پنهانى نيز دوست مىدارم .
امير مؤمنان على عليه السلام با چوبى كه در دست داشت لحظاتى به زمين زد ، آنگاه سر مباركش را بلند كرد و فرمود : دروغ مىگويى ، به خدا سوگند ! چهرهء تو را در ميان چهرهها و نام تو را در ميان نامها نمىبينم .
اصبغ گويد : من از شنيدن اين مطلب سخت شگفت زده شدم . در همين موقع مرد ديگرى آمد او نيز گفت : اى امير مؤمنان ! به خدا سوگند ! من تو را در پنهانى چنان دوست دارم كه در آشكارا دوست مىدارم .
حضرتش مدتى طولانى با چوبى كه در دست داشت به زمين زد ، سپس سر مباركش را بلند كرد و فرمود : راست گفتى ، سرشت ما سرشتى مورد رحمت است كه خداوند در روز ميثاق از آنها پيمان گرفت . هرگز تا روز قيامت كسى از اين گروه خارج نمىشود و كسى داخل آنها نمىگردد .
آگاه باش ! بايد با اين اعتقاد براى فقر ، روپوشى تهيّه كنى ، چرا كه من از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « سرعت فقر و تنگدستى نسبت به دوستان تو ، بيشتر از سرعت سيل از بالاى درّه به پايين آن است » .
هل ألطافكم شاملة لمن هو في أطراف الأرض ؟
41 - الحسن بن عليّ بن النعمان ، عن أبيه ، عن الشامي ، عن أبي داود السبيعي ، عن أبي سعيد الخدري ، عن رميلة قال : وعكت وعكاً شديداً في زمان أمير المؤمنين عليه السلام ، فوجدت من نفسي خفة في يوم الجمعة ، وقلت : لا أعرف شيئاً أفضل من أن أفيض على نفسي من الماء واصلّي خلف أمير المؤمنين عليه السلام .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٥٨