حَباهُمُ رَبُّ الْعُلى * ثُمَّ صَفاهُمْ مَنْ كَدَرْ
قَدْ فازَ مَنْ والاهُمُ * وَ خابَ مَنْ عَفَّى الْأَثَرْ
آخِرُهُمْ يَشْفِي الظَّما * وَ هُوَ الإِمامُ المُنْتَظَرْ
عِتْرَتُكَ الأَخْيارُ لِي * وَ التّابِعُونَ ما أَمَرْ
مَنْ كانَ عَنْكُمْ مُعْرِضاً * فَسَوْفَ يُصْلى بِسَقَرْ « 1 »
فردى يهودى مىپرسد : اوصياى شما كيانند ؟
مردى يهودى به نام نعثل به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : يا محمد ! مرا از وصيّت باخبر كن كه او كيست ؛ چون هيچ پيامبرى نبوده جز آن كه وصى داشته و بيقين موسى بن عمران ؛ پيامبر ما ، يوشع بن نون را وصىّ خود قرار داد ؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : باشد . همانا وصى من و خليفهء پس از من ، على بن ابى طالب است و پس از وى دو نوادهام حسن و حسين و در پى آن ( دو ) نُه تن از صلب حسين كه امامانى نيكند خواهند بود .
او گفت : يا محمد ! نامهايشان را برايم ببر .
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : باشد ؛
آن گاه كه حسين از دنيا برود پسرش على
و آن گاه كه على از دنيا برود پسرش محمد
و آن گاه كه محمد از دنيا برود پسرش جعفر
و آن گاه كه جعفر از دنيا برود پسرش موسى
و آن گاه كه موسى از دنيا برود پسرش على
و آن گاه كه على از دنيا برود پسرش محمد
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 283 ، ح 106 ، عن كفاية الأثر .