تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و آن گاه كه محمد از دنيا برود پسرش على و آن گاه كه على از دنيا برود پسرش حسن و آنگاه كه حسن از دنيا برود بعدش پسرش حجة بن الحسن بن على ( وصى ) است . پس اين ، دوازده امام شد ، طبق دوازده تن نُقَباى بنى اسرائيل ( / سرپرستان بنى اسرائيل ) . ( نعثل ) گفت : جايگاه ايشان در بهشت كجاست ؟ حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : با من و در درجهء من . ( در اين هنگام نعثل ) گفت : أشهد ان لاإله‌الّااللَّه و أنك رسول اللَّه و أشهد أنهم الأصياء بعدك ؛ سوگند كه اين ( مطالب ) را در كتب پيشين يافته بودم ؛ و نيز در ( مفاد ) آن چه كه موسى بن عمران از ما پيمان گرفته بود آمده بود كه مطمئناً آن گاه كه آخرالزمان فرا برسد پيامبرى ظهور مىكند به نام « احمد » كه خاتم پيامبران است و پيامبرى پس از او نيست و از صلب او امامانى نيك به تعداد اسباط ( بنى اسرائيل ) خارج مىشوند . آن گاه ( پيامبر صلى الله عليه و آله او را به كنيه صدا زد و ) فرمود : يا اباعماره ! آيا آن اسباط را مىشناسى ؟ او گفت : آرى يا رسول اللَّه ! آنها مطمئناً دوازده تن بودند . حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : بيقين در ميان آنها « لاوى بن اريحا » ( نيز ) بود . او گفت : مىشناسمش يا رسول اللَّه ! او همو بود كه سالها از ( ديدگان ) بنى اسرائيل غائب شد و سپس بازگشت و آن‌گاه ، شريعت خويش را پس از آنى كه ( در ميان بنى اسرائيل كهنه و ) مندرس شده بود آشكار كرد و با قرسطياى پادشاه جنگيد تا آن كه او وى را كشت . حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : فرزندم ( نيز ) غايب مىشود تا ديده نشود و زمانى بر امّت من ( باز ) مىآيد كه نه از اسلام جز اسمش و نه از قرآن جز نقشش ( چيز ديگرى ) باقى نمانده است ؛ در اين هنگام است كه خداوند به او اذن خروج ( و ظهور ) مىدهد و