تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
الْقِيامَةُ بِأَهْلِها ، نادَتِ الْمَلائِكَةُ فِي الْخَلائِقِ ، فَلا تَلْقى مُحِبّاً لَنا أَهْلَ الْبَيْتِ إِلّا دُفِعَتْ إِلَيْهِ صَكّاً فيهِ فَكاكُهُ مِنَ النّارِ ؛ بِأَخِي وَ ابْنِ عَمِّي وَ ابْنَتِي ، فَكاكُ رِجالٍ وَ نِساءٍ مِنْ أُمّتِي مِنَ النّارِ « 1 » .

اين نورى كه در چهره دارى چيست ؟

از بلال بن حمامه روايت شده است كه فرمود : روزى رسول اكرم صلى الله عليه و آله در جمع ما حاضر شد در حالى كه چهره مبارك او مانند هاله ماه روشن و نورانى بود ؛ عبداللَّه بن عوف برخاست وفرمود : يا رسول اللَّه ! اين نور كه در چهره دارى چيست ؟ حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : اين بخاطر بشارتى است كه از ناحيه پروردگارم دربارهء برادرم و پسرعمّم و دخترم به من داده شد ؛ خداوند على را به فاطمه تزويج كرد و دستور داد كه رضوان ، مسؤول بهشت ، درخت طوبى را تكان بدهد ، آن‌گاه از آن درخت ، برگه‌ها و رقعه‌هاى فراوانى به عدد محبان اهل بيتم ريخت و از ريشه‌اش ملائكه‌اى آفريد و به هر كدام از فرشتگان ، سند و برگه‌اى از آن برگه‌ها داد ؛ پس هنگامى كه قيامت برپا شود ، ملائكه در جمع خلايق ندا مىدهند و در آن روز با محبّى از محبّان ما اهل بيت ، ملاقات نمىكنند مگر اين كه يكى از آن سندها كه سند رهايى او از آتش است را به او مىدهند و بدين طريق مردان و زنانى از ميان امتم به بركت ( و به سبب مودّت ) برادرم و پسر عمم و دخترم فاطمه از آتش دوزخ نجات مىيابند . ( 26 ) قالَ ابْنُ سَلامٍ الْيَهُودِيُّ : مَنْ أَخْبَرَكَ بِهذِهِ الْأُمُورِ ؟ طَرَحَ ابنُ سلامٍ أَسْئِلَةً كَثِيرَةً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ بَعْدَ أَنْ أَجابَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عَلَيْها
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 117 ، ح 96 .