فقالَ : أَشْهَدُ أَنَّكَ صادِقٌ .
فَقالَ صلى الله عليه و آله :
بِلِسانِكَ دُونَ قَلْبِكَ .
قال ابنُ عبّاس : وَاللَّهِ ما كانَ إِلَّا مُنافِقاً . « 1 »
ابو سفيان در باره عُمْر پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال مىكند
ابن عباس مىگويد : روزى ابوسفيان بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و گفت : يا رسول اللَّه ! مىخواهم دربارهء چيزى از تو سؤال كنم .
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : اگر بخواهى خبرت مىدهم كه از چه چيزى مىخواهى سؤال كنى .
ابوسفيان گفت : باشد ؛ مرا خبر ده .
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : مىخواهى از ( مجموع ) عمر من بپرسى ؛ ( تو مىخواستى بپرسى من چقدر عمر مىكنم ) .
ابوسفيان گفت : درست است يا رسول اللَّه !
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : من شصت و سه ساله عمر مىكنم .
ابوسفيان گفت : شهادت مىدهم كه راست گفتى .
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : اين را به زبانت گفتى نه دلت .
ابنعبّاس مىگويد : به خدا سوگند ، بدون شك او منافق بود .
توضيح :
اين سؤال ، سؤال مرموزى است ، زيرا ابو سفيان از كسانى بود كه هرگز به خدا ايمان نياورد ونيز از كسانى است كه هميشه در انتظار فرارسيدن اجل پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله بودند تا بتوانند توطئه هاى خود را عليه اسلام و مسلمين عملى كنند .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 107 ، ح 6 ، عن قصص الأنبياء للرّاوندي .