آن سه تن ( از نزد يهوديان و نصرانيان برخاستند و ) بلافاصله به همراه آن مسائل ( و جوابهايشان ) به نزد قريشيان آمدند و اين در حالى بود كه قطع داشتند كه حضرت ، هيچ آگاهىاى از آنها ندارد ؛ لذا ، قريشيان به سوى رسولخدا صلى الله عليه و آله حركت كردند ؛ در آن هنگام ايشان در حجر اسماعيل بودند و عمويشان ابوطالب پيش ايشان بودند . ( آنها بر رسولخدا صلى الله عليه و آله داخل شدند و نشستند و ) گفتند : اى ابوطالب ! برادرت محمد از در مخالفت با قوم خويش در آمده و عقولشان را به سخره گرفته و به خدايشان عيب گرفته و به آن دشنام داده و ميان جوانان و بزرگان قوم شكاف انداخته و جمعشان را پراكنده و گمان برده كه اخبار آسمان برايش مىآيد .
( اكنون ) ما سؤالاتى آوردهايم كه اگر ما را از ( پاسخ ) آنها خبر داد ، مىفهميم كه او راستگو است و اگر ما را از آنها باخبر نساخت ، مىفهميم كه او دروغزن است .
در اين هنگام ابوطالب بدآنها گفت : پاسخها را تحويل بگيريد و از هر آن چه به ذهنتان مىآيد از او سؤال كنيد كه او را پُر از دانش مىيابيد .
آنها گفتند : يا محمد ! ما را از اندك جوانمردانى خبر بده كه در زمانهاى نخستين بودند ؛ اينان پنهان شدند و سپس بخواب رفتند و بيدار شدند ؛ اينان چه تعداد بودند ؟
و چه مقدار زمان خوابيدند ؟ و ميان آنها و قومشان چه رخ داد ؟ و نيز ما را از موسى بن عمران و آن عالمى كه او از وى پيروى مىكرد خبر بده كه داستانش با او چه بوده ؟ و همچنين ما را از چرخزنندهاى كه به ( گِرد ) شرق و غرب ، از محل طلوع خورشيد تا محل غروب آن چرخيد خبر بده كه قضيّهاش چه بوده است ؟
در اين هنگام رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : ( بدانيد كه ) من ، هر خبرى را تنها از نزد پروردگارم ( مىگيرم و ) به شما خبر مىدهم و اكنون نيز فقط منتظر آن وحىام كه بيايد و سپس فردا شما را بدين ( اخبار ) باخبر سازم و ( پاسخ هيچ سؤالى را ) فروگذار نكنم .
انشاءاللَّه .
( ليكن در اين بين ) به مدّت چهل روز وحى منقطع شد ، بهگونهاى كه گروهى از
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 585
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٨٥