نَضربنحارثبنكَلدَه و عُقبَةبن ابى معيط و عاصبنوائل را به به سرزمين رث و نجران فرستادند تا از يهوديان و نصرانيان سؤالاتى بياموزند كه آنها را بر رسولخدا صلى الله عليه و آله طرح كنند ( تا بلكه ايشان از پاسخگويى بدآنها عاجز بماند و از اين طريق ، نبوّت ايشان را زير سؤال ببرند . اين سه تن به نزد آنان رفتند و خواسته خود را مطرح كردند ) و عالمان يهود و نصارا ( در پاسخ ) گفتند : از او دربارهء مسائلى ( كه به شما خواهيم گفت ) بپرسيد ؛ اگر دربارهء آنها به شما پاسخ گفت كه در اين صورت او همان پيامبرِ منتظَرى است كه تورات ، ( ظهور ) او را خبر داده است ؛ و بعد ، از او دربارهء مسئلهء ديگرى بپرسيد ؛ اگر ادّعا كرد كه ( پاسخ آن را ) مىداند ، ( بدانيد كه ) او دروغگو است ؛ زيرا ، جز خداوند به علمِ آن آگاه نيست .
آنها گفتند : اين سه مسئله چيست ؟
آنها گفتند : از او دربارهء جوانمردان اندكى بپرسيد كه در روزگار نخستين بودند ؛ آنها ناپديد شدند و به خواب رفتند . ( از او بپرسيد : ) چه مقدار زمان خوابيدند تا آن كه بيدار شدند و تعدادشان چند بود ؟ و هنگامى كه بيدار شدند ، چه كردند و ( علاوه بر آن از او بپرسيد : ) قومشان با آنها چه كردند ؟ و از زمانى كه بيدار شدند تا كنون ، چقدر زمان بر آنها مىگذرد ؟ و ( اصلا ) داستانشان چه بود ؟
و نيز از او دربارهء موسىبنعمران بپرسيد كه وضعيّتش آن عالم [ / يعنى خضر ] چگونه بود ، آن گاه كه از او پيروى كرد و ( بعد ) از او جدا شد .
و نيز از او دربارهء چرخزنندهء شرق و غرب ، از محل طلوع تا محل غروب خورشيد بپرسيد كه او كيست ؟
سپس ( آن يهوديان و نصرانيان ) شرح جواب آن سه پرسش را طبق آن چه نزدشان در تورات بود را براى آن سه فرستاده نوشتند .
آن سه فرستاده گفتند : آن مسئلهء ديگر چه بود ؟
آنها گفتند : از او دربارهء ( زمان ) قيام قيامت بپرسيد ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 584
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٨٤