تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
در هر يك ، فقراتش را تكرار كرد و سپس به من گفت : ( براى امامت جماعت ) پيش برو يا محمّد ! من به او گفتم : اى جبرئيل ! آيا من بر تو مقدّم شوم ؟ ! او گفت : آرى ، زيرا خداوند تبارك و تعالى پيامبرانش را بر همهء فرشتگانش برترى داد و تو را برترى اى خاص داده است . ( رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ادامهء داستان مىفرمايند : ) آنگاه من پيش آمدم و با آنها نماز جماعت خواندم و ( البته ) بدان فخر نمىفروشم ؛ و هنگامى كه ( در حركتم ؛ ) به حجاب‌هاى نورانى رسيدم شدم ، جبرئيل به من گفت : پيش برو و مرا ترك كن . من گفتم : اى جبرئيل ! آيا در مثل چنين جايى از من جدا مىشوى ؟ ! او گفت : اى محمّد ! انتهاى حدّى كه خداوند ، مرا در محدودهء آن قرار داده تا همين مكان است و اگر از آن پا فراتر بگذارم ، به خاطر اين تجاوز از حدودِ ( مجاز ) پروردگارم - جل جلاله - بالهايم مىسوزد . ( حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ادامه فرمودند ) : آن گاه من در نور پرتاب شدم و به آنجا از مُلك برينش منتهى شدم كه خداوند خواست و آن هنگام ، چنين مورد ندا قرار گرفتم : اى محمّد ! گفتم : لبّيك ، پروردگارم ! آن گاه چنين مورد ندا واقع شدم : اى محمّد ! تو بندهء منى و من پروردگار تو ؛ پس تنها مرا پرستش نما و تنها بر من توكّل كن ؛ چرا كه تو نور من در ميان بندگانم هستى و فرستاده‌ام به سوى خلايقم هستى و حجّتم بر خلايقم هستى . تنها براى تو و آنان كه از تو پيروى مىكنند بهشت را آفريدم و تنها براى آنان كه با تو از در مخالفت در مىآيند آتشم را آفريدم و تنها براى اوصياى تو تكريمم را واجب نمودم و تنها براى شيعيان آنها ثوابم را واجب ساختم . من گفتم : پروردگارا ! اوصيايم كيانند ؟