انداختهاند ؟
او گفت : يا محمّد ! تمامى فرشتگان بجز حاملان عرش براى مسرور شدن از ديدار على بن ابى طالب به چهرهء وى نگريستند ؛ لذا ، آنان در اين زمان از خداوند عزّوجلّ اجازه خواستهاند ( كه آنان نيز چنين كنند ) و او نيز به ايشان اجازه فرموده كه به على بن ابى طالب بنگرند و آنان نيز به دو نگريستند ؛ و آن گاه كه به زمين فرود آمدم تا او را از آن باخبر كن او خود مرا خبر دار كرد و در اين هنگام بود كه دانستم كه من به هر كجا كه قدم گذاشتهام ، آن جا براى على نيز مكشوف شده تا او بدان جا نظر كند .
ابن عبّاس مىگويد : گفتم : اى رسولخدا ! مرا سفارشى كن .
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : بر تو باد مودّت به على بن ابى طالب ؛ سوگند بدان كه بحقّ ، مرا به نبوّت مبعوث كرد ، خداوند از هيچ بندهاى حسنهاى را نمىپذيرد مگر آن كه ( ابتدا ) از او درباره دوست داشتن على بن ابى طالب بپرسد ؛ هر چند كه او ( به احوال بنده خود ) آگاهتر است ؛ حال اگر آن ( حسنه ) را بهمراه دوستى او آورده باشد ، على رغم كوتاهيها و نافرمانيهايى كه داشته است آن را از او مىپذيرد و اگر دوستى او را بهمراه نياورده باشد ، از او هيچ سؤال نمىكند ، بلكه به او فرمان مىدهد كه به سوى آتش برود .
اى ابن عبّاس ! سوگند به آن كسى كه بحقّ ، مرا به نبوّت مبعوث نمود ، آتش بر آن كس كه بغض على داشته باشد غضبناكتر از كسى است كه گمان كند خداوند فرزندى دارد ؛
اى ابن عبّاس ! اگر فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسَل بر بغض ورزى به او اجماع كنند - كه البته هرگز چنين كارى نخواهند كرد - خداوند آنها را به آتش ، عذاب مىكند .
ابن عبّاس مىگويد : گفتم : اى رسولخدا ! مگر كسى هم هست كه به او بغض بورزد ؟ !
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى ابن عبّاس ! آرى ؛ قومى كه خود را جزو امّت من
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٧٢