منظور كه شما بر آنها سلام كنيد و آن گاه هر كس كه خداوند آنها را براى ( پاسخ دادن سلام به او ) زنده گردانيد و آنها جواب ( سلام ) او را دادند ، همو افضل است .
آنها گفتند : ( باشد ) راضى هستيم .
آن گاه ( رسول خدا صلى الله عليه و آله ) فرمان داد تا زير اندازى گستردند و آن گاه على عليه السلام را فرا خواند و او را در وسط آن زير انداز نشانيد و هر يك از آنها را بر يك گوشه از آن زيرانداز نشانيد و سلمان را ( نيز ) بر گوشه چهارم نشاند .
سپس ( رسول خدا صلى الله عليه و آله ) فرمود : اى باد ! اينان را بردار و به سوى اصحاب كهف ببر و ( بعد ) به سوى من بازشان گردان .
سلمان مىگويد : در آن هنگام آن باد در زير آن زيرانداز داخل شد و ما را ( بدان سو ) سير داد و ما ناگهان در مقابل غارى عظيم قرار گرفتيم و آن ( باد ) ما را بر ( آنجا ) فرود آورد .
آن وقت على عليه السلام فرمود : اى سلمان ! اين هم ( اصحاب ) كهف و رقيم ؛ به اين قوم ( / همراهان معترض ) بگو : آنها ( براى سلام دادن و پاسخ گرفتن ) جلو مىروند يا ما جلو برويم ؟
آنها گفتند : ما جلو مىرويم .
آن وقت هر يك از آنان بلند شد و دو ركعت نماز گزارد و دعا كرد و ندا در داد كه : اى اصحاب كهف !
ليكن احدى از ( اصحاب كهف ) پاسخش را نداد . پس ( از آنان ) امير المؤمنين برخاست و دو ركعت نماز گزارد و دست به دعا برداشت و ندا در داد كه : اى اصحاب كهف ! ( در آن لحظه ) غار به فرياد آمد و آن قوم ( / اصحاب كهف نيز ) از داخل آن صدا به لبيك بلند نمودند .
آن گاه اميرالمؤمنين فرمود : سلام عليكم اى اندك جوانمردانى كه به خدايشان ايمان آوردند و ( خداوند هم ) بر هدايتشان افزود !
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٧٦