احتجاج كرده است و فرموده است : « و او را در خردسالى حكمت داديم » ، « و چون به كمال بلوغش رسيد » ، « و به چهل سالگى رسيد » ، پس مىشود كه حكمت داده شود و او كودك باشد و مىشود كه به دو حكمت داده شود و چهل ساله باشد .
1859 : على بن اسباط : وارد مدينه شدم ، در حالى كه روانه مصر بودم ، بر امام جواد عليه السلاموارد گشتم و او در آن هنگام پنج ساله بود . به دقت به او مى نگريستم تا براى دوستانم در مصر توصيف كنم . حضرت به من نگاه كرد و فرمود : اى علىّ ! خداوند همان كه در نبوّت مىكند ، در امامت هم انجام مىدهد . خداوند مى فرمايد : « و چون به كمال بلوغ و رشد رسيد ، به دو حكمت و دانش داديم و مى فرمايد : « و در كودكى به او حكمت داديم » ؛ پس مىشود كه حكمت به چهل ساله داده شود و مىشود كه به كودك عطا شود .
1860 : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پسربچگان به يحيى بن زكريّا گفتند : بيا برويم بازى كنيم . يحيى فرمود : براى بازى آفريده نشده ايم ، برويم نماز بخوانيم . اين همان گفته خداوند است : « و به دو در خردسالى حكمت داديم » .
1861 : امام على عليه السلام - در ذكر پيامبر صلى الله عليه و آله - : وى را از ميان سلسله پيامبران و چراغ فروزان و ستيغ و الا و دل سرزمين بطحاء و چراغهايى در دل تاريكى و چشمه هاى حكمت برگزيد .
1862 : امام صادق عليه السلام : داود پيامبر از سليمان عليهما السلام پرسش كرد و مى خواست بداند در حكمت به كجا رسيده است . گفت : پسركم ! از خنكترين چيزها آگاهم كن ، گفت : گذشت خدا از مردم و گذشت مردم از همديگر كه هيچ چيز از آن خنكتر نيست . پرسيد : شيرينترين چيز چيست ؟ گفت : محبّت كه روح الهى در ميان بندگانش است ، تا آنجا كه اسب هم سم خود را از روى كرّه اش بر مى دارد . داود از پاسخ سليمان عليهما السلام خوشحال شد .
علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى ) — صفحة 645
مساهمون: محمد الريشهري
ص٦٤٥