مردم به وسيله پاره اى ديگر از مردم نبود ، قطعا زمين را فساد فرا مى گرفت ؛ ليكن خدا بر جهانيان دارنده فضل آشكارست » .
« و به او [ عيسى عليه السلام ] كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى آموزد » .
« چون خدا فرمود : اى عيسى بن مريم ! نعمتم را بر خود و بر مادرت به ياد آور ، هنگامى كه تو را به روح القدس تأييد كردم . در گاهواره و در بزرگسالى با مردم سخن مى گفتى و آن گاه كه به تو كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم » .
« هنگامى كه عيسى عليه السلام با دلايل آشكار آمد ، گفت : در حقيقت براى شما حكمت آوردم و تا آنكه ، بعضى چيزهايى را كه در آن مورد اختلاف داريد بر شما روشن گردانم ، پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد » .
« خداوند بر تو كتاب و حكمت نازل فرمود و آنچه را كه نمى دانستى به تو آموخت و فضل خدا بر تو بس بزرگ است » .
« اينها از حكمتها است كه پروردگارت به تو وحى فرموده است . با خدا معبود ديگرى قرار مده كه نكوهيده و رانده در جهنّم فرو انداخته مى شوى » .
« اى يحيى ! كتاب را با استوارى بگير و او را در خردسالى حكمت داديم » .
حديث
1857 : امام باقر عليه السلام : حضرت زكريّا درگذشت و پسرش يحيى كتاب و حكمت را از او به ارث برد ؛ در حالى كه پسربچه اى كوچك بود . آيا سخن خداى متعال را نمى شنوى كه مى فرمايد : « اى يحيى ! كتاب را با استوارى بگير و او را در خردسالى حكمت داديم » .
1858 : على بن اسباط : امام جواد عليه السلام را ديدم در حالى كه به سوى من بيرون مى آمد و من به سر و پاهايش مى نگريستم ، تا قامت حضرت را براى همراهانم در مصر توصيف كنم . همين گونه بودم تا ايشان نشست و فرمود : اى على ! خداوند در امر امامت همان گونه احتجاج مىكند كه در امر رسالت
علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى ) — صفحة 643
مساهمون: محمد الريشهري
ص٦٤٣