تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
مردم به وسيله پاره اى ديگر از مردم نبود ، قطعا زمين را فساد فرا مى گرفت ؛ ليكن خدا بر جهانيان دارنده فضل آشكارست » . « و به او [ عيسى عليه السلام ] كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى آموزد » . « چون خدا فرمود : اى عيسى بن مريم ! نعمتم را بر خود و بر مادرت به ياد آور ، هنگامى كه تو را به روح القدس تأييد كردم . در گاهواره و در بزرگسالى با مردم سخن مى گفتى و آن گاه كه به تو كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم » . « هنگامى كه عيسى عليه السلام با دلايل آشكار آمد ، گفت : در حقيقت براى شما حكمت آوردم و تا آنكه ، بعضى چيزهايى را كه در آن مورد اختلاف داريد بر شما روشن گردانم ، پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد » . « خداوند بر تو كتاب و حكمت نازل فرمود و آنچه را كه نمى دانستى به تو آموخت و فضل خدا بر تو بس بزرگ است » . « اينها از حكمتها است كه پروردگارت به تو وحى فرموده است . با خدا معبود ديگرى قرار مده كه نكوهيده و رانده در جهنّم فرو انداخته مى شوى » . « اى يحيى ! كتاب را با استوارى بگير و او را در خردسالى حكمت داديم » . حديث 1857 : امام باقر عليه السلام : حضرت زكريّا درگذشت و پسرش يحيى كتاب و حكمت را از او به ارث برد ؛ در حالى كه پسربچه اى كوچك بود . آيا سخن خداى متعال را نمى شنوى كه مى فرمايد : « اى يحيى ! كتاب را با استوارى بگير و او را در خردسالى حكمت داديم » . 1858 : على بن اسباط : امام جواد عليه السلام را ديدم در حالى كه به سوى من بيرون مى آمد و من به سر و پاهايش مى نگريستم ، تا قامت حضرت را براى همراهانم در مصر توصيف كنم . همين گونه بودم تا ايشان نشست و فرمود : اى على ! خداوند در امر امامت همان گونه احتجاج مىكند كه در امر رسالت