شايان ذكر است كه مراد از وحى ، در اين جا ، وحى تشريعى نيست و در اين كتاب ، شريعتِ تازهاى بيان نمىشود و از سويى ، كاملًا با قرآن ، متفاوت است . مراد از مصحف ، در اين جا ، به معناى نوشته است . پيش از اين ، توضيح داده شد كه وحى عام ، در مورد غير پيامبران نيز امكان تحقّق دارد .
امام صادق عليه السلام ، در بارهء چگونگى تدوين مصحف فاطمه عليها السلام ، فرموده است :
هنگامى كه خداوند متعال ، جان محمّد را ستاندْ ، فاطمه عليها السلام از رحلت او چنان اندوهگين شد كه جز خداوند عز و جل هيچ كس از آن ، آگاهى نداشت . خداوند ، فرشتهاى را به سوى او فرستاد تا او را تسلّى دهد و با او سخن بگويد . فاطمه عليها السلام اين را به امير مؤمنان عليه السلام باز گفت و على عليه السلام به او گفت : « هر گاه اين تماس را احساس كردى و صداى او را شنيدى ، به من بگو » . فاطمه عليها السلام نيز آن را به على عليه السلام مىگفت و امير مؤمنان عليه السلام ، آنچه را مىشنيد ، مىنوشت تا از اينها ، مصحفى ثبت كرد .
سپس امام صادق عليه السلام فرمود :
در اين مصحف ، چيزى از حلال و حرام نيامده است و تنها دانش [ پيشامدهاى ] آينده در آن ، آمده است . « 1 »
6 . الهام
مقصود از الهام ، همان وحى عامّ است كه پيش از اين ، در بارهء آن ، توضيح كافى داده شد . « 2 » گفتنى است كه در برخى روايات ، جَفْر نيز به عنوان يكى ديگر از منابع دانش اهل بيت عليهم السلام آمده است ؛ « 3 » امّا از جمعبندى روايات مختلف ، به اين نتيجه مىرسيم كه جَفْر ، به دو صندوق پوستى اشاره دارد كه كتبِ مختلف رسيده از پيامبران گذشته و كتبى كه از پيامبر خدا و امام على و فاطمه عليهم السلام به امامان عليهم السلام به ارث رسيده
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 240 ، ح 2 .
( 2 ) . ر . ك : ص 59 : « وَ مَهْبِطَ الوَحْى » .
( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 239 ، ح 1 و ص 240 ، ح 3 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 419 ، ح 5914 .