اذن خدا باشد ، امام مىتواند همهء غمها را بزُدايد و گرفتارىها را بر طرف كند و سبب نزول رحمت حق شود .
اعتقاد به كارگشايى امامان عليهم السلام و رهايى از فشار مصيبتها و عذابها ، ريشه در تفكّر قرآنى دارد . به ديگر سخن ، نظير اين باور در قرآنْ مشهود است ، چنان كه خداوند به پيامبرش فرمود : تا هنگامى كه تو در ميانِ مردم هستى ، ايشان را عذاب نخواهم كرد :
«
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
. « 1 »
و خدا بر آن نيست كه آنان را عذاب كند ، در حالى كه تو در ميان ايشانى » .
در ادامهء اين بخش از « زيارت جامعه » ، زائر بامعرفت ، در تبيين نقش اهل بيت عليهم السلام در نظام تشريع و تكوين ، مىگويد : « وَ عِندكُم ما نَزَلَتْ « 2 » بِهِ رُسُلُهُ . . . ؛ آنچه فرستادگان خدا و فرشتگان الهى ، فرود آوردند ، نزد شما خاندان است و روح الأمين ( جبرئيل ) ، بر جدّ شما نازل شد . خداوند ، آنچه را به هيچ كس نداده ؛ به شما داده است . . . » . با اين اشاره ، به جلوههاى ديگرى از ولايت تكوينى اهل بيت عليهم السلام ، مىپردازيم :
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 33 .
( 2 ) . « نَزَلَت » و « هَبَطَتْ » ، هر دو به معناى فرود آمدن هستند . برخى ميان اين دو واژه ، تفاوت نهاده و گفتهاند : هر گاهچيزى از بالا به پايين آمد و مستقر شد ، « هُبوط » است و اگر تنها فرود آمدن ملاك باشد ، بدان « نزول » مىگويند ( ر . ك : معجم الفروق اللغوية ، ص 555 ) . براى نمونه« اهْبِطُوا مِصْراً »( سورهء بقره ، آيهء 61 ) ، به معناى آن است كه در شهر ، فرود بياييد و مستقر شويد . گاهى هبوط ، براى غيرِ از فرود از بالا به پايين هم استفاده مىشود ، همچنان كه « هبط فلان إلى أرض كذا » ، به معناى وارد شدن به سرزمين است و با نزول ، متفاوت است . به هر حال ، در اين عبارت ، « نزول » و « هبوط » ، هممعنا هستند ، هر چند احتمال دارد كه مراد از نزول ، فرو فرستادن احكام و شريعت الهى باشد و مراد از هبوط ، فرو فرستادن جزئيات تكوينى باشد ، مانند اتّفاقاتى كه در جهان رُخ مىدهد . به هر روى ، اثبات هر يك از اين احتمالات ، نيازمند دليل است و بدونِ دليل محكم ، بايد به همان معناى لغوىِ « فرود آمدن » ، بسنده كرد .
تقدّم « عندكم » بر جملهء بعد نيز ، منحصر بودن را مىرساند ؛ يعنى همهء آنچه انبيا آوردند ، تنها در نزدِ اهل بيت عليهم السلام است و ديگران ، در اين فضيلت بزرگ ، بى بهرهاند .