است كه درنگ كردهاى . به خورِش و آشاميدنىات بنگر كه ديگرگون ، نشده است ؛ و به درازگوش خود بنگر [ كه استخوانهايش پوسيده شده ، تا پاسخ خود را بيابى ] ، و تا تو را براى مردم ، نشانهاى [ بر رستاخيز ] كنيم ؛ و به استخوانها بنگر كه چگونه آن را مىجنبانيم و به هم مىآوريم و سپس ، گوشت بر آن مىپوشانيم . پس چون [ توانايى خداوند در زنده كردن مُردگان ] براى او روشن شد ، گفت : مىدانم كه خداوند بر هر كارى ، تواناست » .
از امام رضا عليه السلام روايت شده كه در پاسخ به مأمون در بارهء رجعت ، فرمود :
إنها لحق قد كانت فى الامم السالفة و نطق به القرآن ، و قد قال رسول الله صلى الله عليه و آله : « يكون في هذه الامة كل ما كان في الامم السالفة حذو النعل بالنعل و القذة بالقذة » . « 1 »
[ رجعت ، ] حقيقت دارد . در ميان امّتهاى پيشين نيز وجود داشته است و قرآن ، از آن سخن به ميان آورده است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز فرموده است : « هر چه در امّتهاى گذشته ، بوده است ، در ميان اين امّت ، عيناً و مو به مو ، خواهد بود » .
3 . دليل رجعت
دليل بر عقيده به رجعت ، رواياتى است كه به طور متواتر و قطعى ، از اهل بيت عليهم السلام نقل شدهاند « 2 » و محدّثان بزرگ شيعه ، بر متواتر بودن آنها تصريح كردهاند . علّامه مجلسى ، در اين باره مىگويد :
برادرم ! بدان . . . به يقين ، گمان نمىكنم كه پس از آنچه برايت آماده كردم و در بارهء رجعت توضيح دادم ، در آن ترديد كنى ؛ چرا كه همهء شيعيان در همهء دورهها بر آن همداستاناند و چون خورشيدى درخشان ، آن قدر در ميان ايشان مشهور است كه در شعرهايشان آوردهاند و در همهء شهرها ، به واسطهء رجعت ، بر مخالفان ، حجّت آوردهاند و مخالفان در اين موضوع ، بر ايشان ، طعنه زدهاند و در كتابها و نوشتههايشان درج كردهاند . . . و چنانچه از به درازا كشيدن بيهوده نمىترسيدم ، بسيارى از سخنان آنان را مىآوردم ؛ و
هامش
( 1 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 2 ، ص 201 ، ح 1 .
( 2 ) . ر . ك : بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 39 - 144 .