مىداند و مىفرمايد :
إنَّ حَدِيثَنَا صَعبٌ مُستَصعَبٌ ، لا يَحتَمِلُهُ إلّامَلِكٌ مُقَرَّبٌ أو نَبِيٌّ مُرسَلٌ أو عَبدٌ امتَحَنَ اللَّهُ قَلبَهُ لِلإيمانِ أو مَدِينَةٌ حَصِينَةٌ . « 1 »
همانا حديث ما ، دشوار و بسيار سنگين است و آن را جز فرشتهء مقرّب ، يا پيامبر مُرسَل ، يا بندهاى كه خداوندْ دلش را با ايمان ، آزموده ، و يا شهرى نفوذناپذير ، بر نمىتابد .
راوى ، معناىِ « مَدينَةٌ حَصِينَة ؛ شهرى نفوذناپذير » را از امام عليه السلام مىپرسد . امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايد :
القَلْبُ المُجْتَمع .
[ يعنى ] دلِ پهناور و [ استوار ] .
قلبِ فراهم آمده ، يعنى دلِ داراى ظرفيتِ باطنى كه ظرفيتِ كافى براى پذيرش علومِ امامان عليهم السلام داشته باشد . زائر ، بايد آنچنان خودساخته باشد كه از آزمون الهى ، سربلند بيرون بيايد و يا ظرفيتِ باطنى او آنچنان بالا باشد كه باور كند آنچه اهل بيت عليهم السلام مىگويند يا انجام مىدهند ، بر مبناى علم و حكمت است .
در نهج البلاغة ، آمده كه امير مؤمنان عليه السلام ، در توصيف آنچه مىداند ، مىفرمايد :
اندَمَجتُ عَلى مَكْنُونِ عِلْمٍ لو بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمُ اضْطِرابَ الأَرشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ البَعِيدَةِ . « 2 »
علم پوشيدهاى را در من نهادهاند كه اگر بِدان دَم زنم ، همچون طناب دَلْوى كه به سرعت در چاهى عميق روان است ، به لرزه در مىآييد !
بنا بر اين ، ممكن است جملهء « مُحْتَمِل لِعِلْمِكُمْ » ، اشارهاى باشد به داستان موسى عليه السلام « 3 » كه نتوانست حكمتِ اقدامات همراهش عبدِ صالح ( خضر عليه السلام ) را در سوراخ كردن كِشتى ، كُشتن پسربچّه و درست كردن ديوارى كه در حال فروريختن
هامش
( 1 ) . الخصال ، ج 1 ، ص 208 ، ح 27 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 183 ، ح 1 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 5 .
( 3 ) . ر . ك : سورهء كهف ، آيهء 65 - 82 .