امّا طاب و طيّب ، به معناى تزكيه و پاكى درونى است كه در برابر خُبث و خبيث به كار مىروند . در كوتاهسخن ، مىتوان طهارت را پاكىِ جسم و طيّب را پاكىِ درون دانست . به كسى كه خود را از خباثتهاى درونى ، نظير : شرك ، نفاق ، دروغ ، تهمت ، كينه و . . . پاك كرده باشد ، « طيّب » مىگويند ، و به كسى كه خود را از آلودگىهاى ظاهرى پيراسته باشد ، « طاهر » مىگويند .
بنا بر اين ، چه بسا كسانى كه ظاهرى آراسته دارند و از آلودگى پيراستهاند ؛ امّا طيّب نيستند . طيّب بودن ، نيازمندِ تلاش براى زُدودنِ خباثتهاى باطنى است و پيراستن خباثت ، در گِرو عمل به دستورهاى دينى است . امامان عليهم السلام ، در زُدودن آلودگىهاى ظاهرى و باطنى ، سرآمد بودهاند و گَرد آلودگى بر جسم و جان ، آنان ننشسته است ، و اين پاكى را از يكديگر ، به ارث بردهاند . شايد اين عبارت ، تلميحى به اين آيهء قرآن در بارهء نسل ابراهيم عليه السلام باشد كه فرموده است :
« ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
« 1 »
فرزندانى كه برخىشان ، از برخى ديگرند ؛ و خدا ، شنوا و داناست » .
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 34 .