( 88 ) : وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كافِرٌ .
و هر كه شما را انكار كند ، كافر است . . .
توضيح واژهها
جَحَدَ : نفى كرد ، انكار كرد ، منكر شد . « 1 »
كافِر : پنهان كننده ، كفرورزنده ، بى ايمان . « 2 »
شرح
واژهء « كفر » ، در لغت به معناى پوشاندن است و در متون دينى نيز كفر ، گاهى به معناى لغوى آن ، استعمال شده است و گاهى ، معنايى اصطلاحى دارد و از اين رو ، تمام استعمالات كفر را نمىتوان ناپسند دانست ؛ بلكه گاهى همان معناىِ لغوى كفر ، بدونِ هر گونه ارزشگذارى ، منظور بوده است . از آن جمله ، عرب به كشاورز ، « كافِر » مىگويد ؛ زيرا كشاورز ، دانه را در زير خاك ، پنهان مىكند :
« كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ
. « 3 »
همچون بارانى كه گياه روياندنش ، كشاورزان را به شگفت مىآورد [ و خوش مىدارند ] » .
در اين آيه ، واژهء « الكفّار » ، براى كشاورزان به كار رفته است و آنان را ستايش و يا نكوهش نمىكند و تنها ، گزارشى از فعّاليت كشاورزان را بازگو مىكند .
هامش
( 1 ) . « الجحود : نفى ما في القلب إثباته وإثبات ما في القلب نقيه » ( مفردات ألفاظ القرآن ، ص 88 ) .
( 2 ) . « الكفر في اللّغة : ستر الشىء » ( مفردات ألفاظ القرآن ، ص 433 ) . « أصل صحيح يدلّ على معنى واحد ، و هو الستر والتغطية » ( معجم مقاييس اللّغة ، ج 5 ، ص 191 ) .
( 3 ) . سورهء حديد ، آيهء 20 .