چنين هشدارهايى كه همواره توسّط خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله تكرار شده است ، « 1 » بيانگر هجوم موجهاى مختلف فرهنگى ، اجتماعى ، و بروز خطرهايى است كه مؤمنان را تهديد مىكند . از اين رو ، اهل بيت عليهم السلام كوشيدهاند تا سرنوشت مؤمنان را با سرنوشت خود ، پيوند بزنند و آنان را از گرداب حوادث ناشناخته ، نجات دهند و در ساحل امن الهى به آرامش برسانند ؛ ولى غرضورزان ، از نخستين روزهاى دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله ، سرپيچىِ خويش را آغاز كردند و همواره ، سادهلوحان گمراه را با خود ، همراه كردند .
در اين ميان ، خطر « مارقين ؛ پيشىگيرندگان » بيش از ديگران بود و هشدارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله سبب شد تا واژهء « مارق » - كه به معناى خروج تير از كمان است - ، به اصطلاحى سياسى در فرهنگ اسلامى تبديل شود .
تندروىِ دينى
نخستين تندروى دينى را يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ حُنَين ، آغاز كرد . او با برخوردى اهانتآميز ، به چگونگى تقسيم غنائم جنگ ، اعتراض كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله او و اصحابش را « مارقين ؛ برونشدگان از دين » ، لقب داد . مطالعهء زندگى و شخصيت وى ، نشان مىدهد كه ظاهرى متديّن داشت و عدالت را بيش از پيامبر صلى الله عليه و آله ارج مىنهاد !
گزارش اين واقعه ، اين ادّعا را ثابت مىكند :
آن گاه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله غنيمتهاى نبرد حُنَين را تقسيم كرد ، مردى دراز قامت ، با چهرهاى گندمگون و گوژپشت ، پيش آمد كه نشانِ سجده ، ميان دو چشمش بود . پس سلام [ جمعى ] داد ؛ ولى خطاب به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله ، سلام نكرد . آن گاه ، رو به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كرد و گفت : ديدم كه با اين غنيمتها چه كردى !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « چه ديدى ؟ » .
گفت : نديدم كه عدالت بورزى !
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، خشمگين شد و فرمود : « واى بر تو ! اگر عدالت نزد من نباشد ، نزد چه
هامش
( 1 ) . ر . ك : كمال الدين : ج 2 ، ص 654 ، ح 23 ؛ بحار الأنوار : ج 23 ، ص 105 ، ح 3 .