تلازم محبّت و صبر
در عبارتهاى پيشين اين زيارت نورانى خوانديم كه اهل بيت عليهم السلام ، داراى كمال محبّت خدا هستند : « وَ التّامّين فى مَحَبَّة اللَّه » . « 1 » در اين عبارت از زيارت ، به اين نكته اشاره شده كه اهل بيت عليهم السلام ، انواع سختىها و مصائب را در راه دوستى خدا ، تحمّل كردند « 2 » . اين سخن ، بدين معناست كه دوستى خدا در اين جهان ، ملازم پايدارى و شكيبايى در بلاها و مصائب است :
نازپروردِ تنعّم ، نبرَد راه به دوست * عاشقى ، شيوه رندان بلاكش باشد .
در روايتى آمده است كه امام صادق عليه السلام ، به يكى از شاگردانش به نام سَدير مىفرمايد :
إنَّ اللَّهَ إذا أحَبَّ عَبداً غَتَّهُ بِالبَلاءِ غَتّاً وَإنَّا وَ إيَّاكُم . يا سَديرُ ! لَنُصبِحُ بِهِ وَ نُمْسي . « 3 »
خداوند ، هر گاه بندهاى را دوست بدارد ، او را در بلا فرو مىبرد . اى سَدير ! ما و شما ، روز و شبمان را با بلا ، سپرى مىكنيم .
لحظهاى بايد درنگ كرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، 23 سال تبليغ كرد ؛ امّا مصيبتهايى را تحمّل كرد كه نوح عليه السلام ، با همهء سختىهايى كه ديد ، در عمر طولانى خود ، مشاهده نكرد و در برابر آزارهايى شكيبايى كرد كه ايّوب نيز - كه سرآمدِ بلاكشان است - ، به آنها گرفتار نشد .
امير مؤمنان عليه السلام ، احوال خود را در دوران شكيبايى ، به شخص « استخوان در گلو مانده » و « خار و خاشاك در چشم پاشيده شده » تشبيه مىكند ، « 4 » كه تصوّر اين حالت ، بسيار دردناك است ؛ زيرا در اين احوال ، خوردن آب هم دشوار است و يك لحظه
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 246 .
( 2 ) . چنان كه گفته شد ، در برخى نسخهها « فى جَنْبه » آمده كه در اين صورت ، معناى اين جمله ، چنين مىشود : « آنان ، انواع مصائب را در راه فرمانبُردارى از خداوند ، تحمّل كردند » .
( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 253 ، ح 6 .
( 4 ) . « فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى » ( نهجالبلاغة ، خطبهء 3 ) .