لَم يَبقِ كافِرٌ بِاللَّهِ العَظيمِ وَ لا مُشرِكٌ بِالإمامِ إلّاكَرِهَ خُروجَهُ حَتّى أن لَو كانَ كافِراً أو مُشرِكاً فى بَطنِ صَخرَةٍ لَقالَت : يا مُؤمِنُ فى بَطنِى كافِرٌ فَاكْسُرنِى وَ اقْتُلْهُ . « 1 »
به خدا سوگند ، تأويل اين آيه ، هنوز نازل نشده است و نازل نخواهد شد تا آن كه قائم عليه السلام خروج كند ، و چون خروج كرد ، كافران به خداى بزرگ ، و مشركان به امام را ناخوش مىآيد ؛ و اگر كافر يا مشركى در دل صخرهاى باشد ، آن صخره مىگويد : « اى مؤمن ! در دل من ، كافرى است . مرا بشكن و او را بكُش » .
آرى ! آخرين منجى دادگستر ، ظهور خواهد كرد و دين حق ، بر خلافِ خواستهء همه مستكبران و كافران ، گسترده مىشود و عدالت فراگير ، براى نخستين بار در سراسر گيتى ، مشاهده خواهد شد .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ص 670 ، ح 16 .