عبادت مىنمايند كه اين ، عبادت حريصان و همان طمع است . دستهاى ديگر ، او را از سرِ بيم از آتش ، عبادت مىكنند كه اين ، عبادت بردگان و همان ترس است . امّا من ، از سرِ محبّت به او عبادتش مىكنم كه اين ، عبادت بزرگمنشان و همان آسودگى است .
در روايتى ديگر ، امام صادق عليه السلام ، عبادتِ اهل بيت عليهم السلام را بر اساس محبّت مىداند و آن را عبادت آزادمردان مىشمُرَد كه برترين عبادت است . « 1 »
تمام پيشوايان معصوم ، يگانگى خدا را به جان شناخته و با عشق ، او را پرستيدهاند . بالاترين معناى اخلاص در توحيد ، عبادتِ خدا بر پايهء محبّت او و چشم نداشتن به پاداش اوست . همهء زندگى اهل بيت عليهم السلام ، براى خدا بود و بسيار فراتر از بهشت مىانديشيدند و هرگز خدا را براى بهشت ، نپرستيدند :
تو بندگى چو گدايان ، به شرط مزد مكن * كه خواجه خود ، روش بندهپرورى داند .
در بارهء انواع قلوب و انگيزههاى مشغول شدن دل به دنيا و آثار آن و مراتب اخلاص ، روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه بسيار زيبا و در خور تأمّل است :
القَلبُ ثَلاثَةُ أنواعٍ : قَلبٌ مَشغُولٌ بِالدُّنيا ، وَ قَلبٌ مَشغُولٌ بِالعُقبى ، وَ قَلبٌ مَشغُولٌ بِالمَولى . أمَّا القَلبُ المَشغُولُ بِالدُّنيا فَلَهُ الشِّدَّةُ وَ البَلاءُ ، وَ أمَّا القَلبُ المَشغُولُ بِالعُقبى فَلَهُ الدَّرَجاتُ العُلى ، وَ أمّا القَلبُ المَشغُولُ بِالمَولى فَلَهُ الدُّنيا وَ العُقبى وَ المَولى . « 2 »
دل ، سه گونه است : دلِ گرفتار دنيا ، دلِ گرفتار عُقبا و دلِ گرفتار مولا . دلى كه گرفتار دنيا باشد ، سختى و رنج ، نصيب اوست ؛ ولى دلى كه گرفتار عُقبا باشد ، درجات بلند ، نصيبش شود ؛ و دلى كه گرفتار مولا باشد ، هم دنيا ، هم عُقبا و هم مولا را دارد .
الهى ! زاهد از تو حور مىخواهد ، قصورش بين * به جنّت مىگريزد از درت - يا رب - شعورش بين !
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 84 ، ح 5 .
( 2 ) . المواعظ العدديّة ، ص 146 .