براى كسب محبّت خداوند است تا آن جا كه امام على عليه السلام ، در روايتى ، احسان را در كنار اطاعت خداوند ، فلسفهء خلقت انسان مىداند :
بِتَقوَى اللَّهِ امِرتُم وَ لِلْإحسانِ وَ الطّاعَةِ خُلِقْتُم . « 1 »
به پرواى از خدا ، فرمان يافتهايد و براى احسان و اطاعت ، آفريده شدهايد .
و هر چه انسان به خلق خدا ، بويژه به محرومان ، بيشتر خدمت كند ، به دوستى خدا نزديكتر مىشود . در حديثى قدسى ، آمده است :
يا أحمد ! مَحَبَّتى مَحَبَّةُ الفُقَراءِ . « 2 »
اى احمد ! دوستى من ، دوست داشتنِ تهىدستان است .
نشانههاى كمالِ دوستى خدا
راههاى پيشگفته براى رسيدن به دوستى خدا بود . اينك ، نشانههاى كسانى را كه پلّه پلّه ، به خدا نزديك مىشوند و به مرحلهء كمالِ محبّت الهى مىرسند ، بازگو مىكنيم :
1 . دوستى خدا ، مبناى ساير محبّتهاست
نخستين نشانهء كاملان در محبّت خدا ، سرشار بودن از محبّت اوست ، به گونهاى كه خدا را بيش و پيش از همه دوست دارند و به ديگران نيز بر اساس محبّت او ، عشق مىورزند . حتّى محبّت آنها به پدر و مادر و زن و فرزند ، براى خداست ، بدين معنا كه دوستى خدا ، براى آنها مبنا و اساس ساير دوستىهاست .
در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ، نوجوان بامعرفتى خدمت ايشان رسيد و با ديدن چهرهء پيامبر صلى الله عليه و آله لبخند زد و سلام كرد . پيامبر خدا به او فرمود : « جوان ! مرا دوست دارى ؟ » .
گفت : به خدا سوگند ، آرى ، اى پيامبر خدا !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « مانند چشمانت ؟ » .
گفت : بيشتر .
هامش
( 1 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 728 ؛ بحار الأنوار ، ج 32 ، ص 356 ، ح 337 .
( 2 ) . إرشاد القلوب ، ص 201 .