تأثير پرستش حقيقى
يكى از دوستان - كه خدايش بيامرزد - ، براى نگارنده نقل مىكرد كه : در حرم حضرت عبد العظيم عليه السلام ، با حال خوشى « دعاى كميل » را شروع كردم . مردى روستايى ، نزد من آمد و گفت : آقا ! اگر مىشود ، بلندتر بخوانيد كه من هم بخوانم .
در دل ، خيلى ناراحت شدم كه حالِ خوش مرا از بين بُرد . با اينهمه ، قبول كردم و دعا را بلند خواندم و به پايان رساندم . مرد روستايى ، رفت . يكباره ، ديدم حالتى خاص به من دست داد و خداوند ، آنچنان بر دل من جلوه كرد كه اگر بر دل هر كافرى تجلّى مىكرد ، بىدرنگ ، مسلمان مىشد . همان موقع ، فهميدم كه اين دعا خواندن من براى آن روستايى ، براى خدا بوده و دستاورد آن هم ، تجلّى الهى بر دل اين بندهاش .
دستاورد خداشناسى حقيقى
امامان عليهم السلام ، خداشناسى حقيقى را مىآموزند و بندگان ، اگر از راه ديگرى به شناخت حق دست يابند ، تنها اسم او را شناختهاند و از بهرهء آن ، محروماند . نخستين دستاورد شناخت حقيقى ، همنشينى با اولياى خدا و چشم پوشاندن از تمامى لذّات دنيوى است . امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
لَو يَعلَمُ النَّاسُ مَا فِى فَضلِ مَعرِفَةِ اللَّهِ عز و جل مَا مَدّوا أعيُنَهُم إلى ما مَتَّعَ اللَّهُ بِهِ الأعداءَ مِن زَهرَةِ الحَياةِ الدُّنيا وَ نَعِيمِها وَ كانَت دُنياهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا يَطؤُونَهُ بِأرجُلِهِم وَ لَنُعِّموا بِمَعرِفَةِ اللَّهِ -
جَلَّ وَ عَزَّ
وَ تَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم يَزَل فى رُوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولياءِ اللَّهِ . « 1 »
اگر مردم مىدانستند كه شناخت خداى عز و جل چه ارزشى دارد ، به زرق و برق زندگى دنيا و نعمتهاى آن كه خداوند ، دشمنان را از آن بهرهمند ساخته است ، چشم نمىدوختند و دنياى آنان ، در نظرشان كمتر از خاك زيرِ پايشان بود و از معرفت خدا ، متنعّم مىشدند و
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 247 ، ح 347 ؛ ميزان الحكمة ، ج 8 ، ص 3584 ، ح 12237 .