( بركت ، از آسمان و زمين بر آنان مىباريد ) و هر چه از خدا مىخواستند ، به آنها مىداد .
آنچه در اين سخن آمده ، براى شيعيانى است كه استوارْگام باشند و افزون بر آن كه « خوب هستند » ، « خوب بمانند » و مشكلات زندگى ، آنها را به بيراهه نكشانَد . نويد امام عليه السلام ، در واقع ، ترجمان اين آيهء شريف قرآن است كه :
« إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ .
« 1 »
بى گمان ، كسانى كه گفتند : « پروردگار ما ، اللَّه است » ، سپس پايدارى نمودند ، فرشتگان ، بر آنان فرود مىآيند » .
بنا بر اين ، ارتباط با فرشتگان ، ممكن است و برخى استوارگامان ، به چنين مقامى دست يازيدهاند . مرحوم آية اللَّه بهارى همدانى ، از آن جمله بود كه وقتى هنگام صبح به نماز ايستاده بود و به ايشان تذكّر دادند كه هنوز وقت اذان نرسيده است ، چنين پاسخ مىدهد : « وقت اذان ، رسيده است و من ، جا به جايى فرشتگانِ مأمورى را كه به هنگام اذان صبح ، فرود مىآيند ، مىبينم » .
در برابر اين گروه كه استقامت مىورزند ، گروهى ديگر از شيعيان هستند كه تنها ادّعاى پيروى از امام را دارند ؛ ولى در دل ، او را نپذيرفتهاند . بر پايهء روايتى از امام صادق عليه السلام ، مدّعيان دروغين را نمىتوان شيعه ناميد :
لَيسَ مِن شِيعَتِنا مَن قالَ بِلِسانِهِ وَ خالَفَنا فِى أعمالِنا وَ آثارِنا . « 2 »
شيعهء ما نيست ، آن كه به زبان [ از پيروى ما ] دَم زند ؛ امّا در عمل ، بر خلاف كردار و آثار ما عمل كند .
اطاعت از امام ، در همهء شئون زندگى جارى است و نمىتوان در برخى مسائل ، پيرو امام بود و در پارهاى ديگر ، به اعتقاد خود عمل كرد . امام صادق عليه السلام ، در گفتارى ، شرط شيعه بودن را اطاعتِ خالص مىداند و آنانى را كه مطيع نيستند و خود را پيرو امام مىدانند ، نفرين مىكند :
هامش
( 1 ) . سورهء فصّلت ، آيهء 30 .
( 2 ) . مستطرفات السرائر ، ص 639 ؛ بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 164 ، ح 13 .