امام عليه السلام با شمارش يكايكِ پيامبران و امامان عليهم السلام ، خود را عُصارهء فضائل همهء آنان ، معرّفى مىكند . در ادامهء اين روايت ، آمده است كه امام عليه السلام ، سپس به خواندن كتابهاى پيامبران پيشين مىپردازد ، به گونهاى كه شگفتى همگان را برمىانگيزانَد .
در حديث ديگرى - كه در منابع كهن ما آمده است و نسبت به روايت قبل ، از اعتبار بيشترى برخوردار است - ، امام مهدى عليه السلام در كنار كعبه ، نماز مىخواند و سپس مىفرمايد :
يا أيُّها النّاسُ ! إنّا نَستَنصِرُ اللَّهَ عَلى مَن ظَلَمَنا ، وَ سَلَبَ حَقَّنا ، مَن يُحاجُّنا فِى اللَّهِ فَأنا أولى بِاللَّهِ وَ مَن يُحاجُّنا فى آدَمَ عليه السلام فَأنا أولَى النّاسِ بِآدَمَ ، وَ مَن حاجَّنا فى نُوح عليه السلام فَأنا أولَى النّاسِ بِنُوح ، وَ مَن حاجَّنا فِى إبراهِيمَ عليه السلام فَأنا أولَى النّاسِ بِابراهِيمَ ، وَ مَن حاجَّنا بِمُحَمَّدٍ فَأنا أولَى النّاسِ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، وَ مَن حاجَّنا فِي النَّبِيِّينَ فَنَحنُ اولَى النّاسِ بِالنَّبِيينَ ، وَ مَن حاجَّنا فِى كِتابِ اللَّهِ فَنَحنُ أولَى النّاسِ بِكِتابِ اللَّهِ . « 1 »
اى مردم ! ما خداوند را در برابر كسانى كه به ما ستم كردند و حقّ ما را رُبودند ، به يارى مىطلبيم . هر كس در بارهء خدا با ما گفتگو كند ، من شايستهترينِ افراد نسبت به خداوند هستم ؛ و هر كس در بارهء آدم عليه السلام با ما گفتگو نمايد ، من نزديكترينِ مردم به آدم هستم ؛ و هر كس در بارهء نوح عليه السلام با ما گفتگو كند ، من نزديكترين افراد به نوح هستم ؛ و هر كس در بارهء ابراهيم عليه السلام با ما گفتگو كند ؛ من نزديكترين افراد به ابراهيم هستم ؛ و هر كس در بارهء محمّد صلى الله عليه و آله با ما گفتگو كند ، من نزديكترين كسان به محمّد صلى الله عليه و آله هستم ؛ و هر كس در بارهء پيامبران با ما گفتگو كند ، ما نزديكترين مردم نسبت به پيامبران هستيم ؛ و هر كس در بارهء كتاب خدا با ما گفتگو كند ، ما نزديكترينِ مردم به كتاب خدا هستيم .
عترتِ برگزيدهء پروردگار جهانيان
در نخستين جملهء اين قسمت از زيارت ، امامان عليهم السلام « سُلالَة النَّبيين » معرّفى مىشوند كه به معناى نسل و دودمان پيامبران است و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز در زمرهء پيامبران الهى است ؛ امّا با خطاب ديگرى ، همان مفهوم ، تكرار مىشود ؛ زيرا عترت ، معنايى
هامش
( 1 ) . تفسير العيّاشى ، ج 1 ، ص 65 ، ح 117 ؛ بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 223 ، ح 87 .