روزى كه نه مالْ سود دارد ، نه فرزندان ؛ مگر آن كه با دلى پاك و رسته [ از شرك و كفر و گناه ] به نزد خدا بيايد » .
بالاترينِ نعمتها
نعمتهاى الهى ، آنسان گسترده است كه حتّى بندگان نمىتوانند آنها را شماره كنند « 1 » و آن چنان با ظرافت در اختيار آفريدگان نهاده شده است كه خُردترين نعمت را هم نمىتوان ناديده گرفت . سعدى ، در ديباچهء گلستان ، چه زيبا آورده است :
منّت ، خداى را عز و جل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيدِ نعمت . هر نفسى كه فرو مىرود ، ممدّ حيات است و چون بر مىآيد ، مفرّح ذات . پس در هر نفسى ، دو نعمتْ موجود است و بر هر نعمتى ، شكرى واجب .
از دست و زبان كه بر آيد * كز عهدهء شكرش به در آيد ؟
و از سويى ، نظام آفرينش ، در برابر تشكّر عملىِ نعمتها ، نعمتى فزونتر به سپاسگزاران ، عنايت مىنمايد و آنانى كه با اهل بيت عليهم السلام ارتباط دارند و در مكتب آنان ، شيوهء فروتنى در برابر نعمتها را آموختهاند ، باطنى نورانى به دست مىآورند و سراى دل را براى خدا ، خلوت مىكنند و بالاترين هديهء خداوند ، يعنى قلب سالمى را دريافت مىكنند كه ذرّهاى جز خدا در او راه ندارد . از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود :
ما أنعَمَ اللَّهُ عز و جل عَلى عَبدٍ أجَلُّ مِنْ أنْ لايَكُونَ فِى قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ تَعالى غَيْرُهُ . « 2 »
خداوند عز و جل ، نعمتى بالاتر از اين به بندهاش نداده است كه در دلش جز خدا نباشد .
دل سالم ، همه چيز را به خاطر خدا دوست دارد و از همهء كسانى كه خداوند دوستشان نمىدارد ، بيزار است . قلب سالم ، چون جايگاه خداست ، آرام و مطمئن است ؛ زيرا منشأ همه اضطرابها ، ترديد و دودلى است و وقتى دل به خدا پيوست ،
هامش
( 1 ) .« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »( سورهء نحل ، آيهء 18 ) .
( 2 ) . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام ، ص 328 ، ح 182 .