تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
تا كه شعر « هندى » است از شهد چون قند مكرّر * پوست‌ْزندان ، رگ‌ْسنان و مژّه‌پيكان ، موىْنشتر « 1 »
باد آن كس را كه خصم جاه تو ، از انس و جان شد ! « 2 » و نيز از اوست :
اى كه بى نور جمالت نيست عالم را فروغى * تا به كى در ظلّ امر غيبت كبرا ، نهانى پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا * اى كه قلب عالم امكانى و جانِ جهانى تا به كى اين كافران نوشند خون اهل ايمان * چند اين گرگان كنند اين گوسفندان را شبانى تا به كى اين ناكسان باشند بر ما حكمرانان * تا كى اين دزدان كنند اين بىكسان را پاسبانى تا به كى بر ما روا باشد جفاى انگليسى * آن كه در ظلم و ستم ، فرد است و او را نيست ثانى آن كه از حرصش ، نصيب عالمى شد تنگ‌دستى * آن كه بر آيات حق رفت از خطايش آنچه دانى خوار كن - شاها - تو او را در جهان تا صبح محشر * آن كه مىزد در بسيط ارض ، كوس كامرانى تا بدانند از خداوند جهان ، اين دادخواهى * تا ببينند از شه اسلاميان ، اين حكمرانى
هامش
( 1 ) . خوشه هايى طلايى : ص 441 . ( 2 ) . ديوان امام ، ص 308 .