حوزهء علميّهء قم در عَلَم فرما به عالم * تا كند فُلك نجات مسلمين را بادبانى . « 1 »
و نيز از اوست :
از غم دوست ، در اين ميكده فرياد كشم * داد رس نيست كه در هجر رخش داد كشم
داد و بيداد كه در محفل ما رندى نيست * كه برش شِكوه برم ، داد ز بيداد كشم
شاديم داد ، غمم داد و جفا داد و وفا * با صفا منّت آن را كه به من داد ، كشم
عاشقم ، عاشق روى تو ، نه چيز دگرى * بار هجران و وصالت به دل شاد كشم
در غمت - اى گل وحشىِ من ، اى خسرو من * جور مجنون ببرم ، تيشهء فرهاد كشم
مُردم از زندگىِ بى تو كه با من هستى * طرفه سرّى است كه بايد برِ استاد كشم
سالها مىگذرد ، حادثهها مىآيد * انتظار فرج از نيمهء خرداد كشم . « 2 »
هامش
( 1 ) . ديوان امام : ص 299 .
( 2 ) . ديوان امام : ص 179 .