تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
1915 . الخصال - با سندش به نقل از على بن ابى حمزه - : امام صادق عليه السلام و امام كاظم عليه السلام فرمودند : « اگر امامِ قائم قيام كند ، سه فرمان مىدهد كه هيچ كس پيش از او چنين فرمان‌هايى نداده است : پيرمرد زناكار را مىكشد و آن را كه زكات ندهد ، مىكشد و برادر را از برادر در اظلّه « 1 » ارث مىدهد » . « 2 » 1916 . الكافى - با سندش به نقل از ابان بن تغلب - : امام صادق عليه السلام به من فرمود : « دو خون در اسلام از جانب خداى - تبارك و تعالى - حلال است ، كه هيچ كس در بارهء آن قضاوت نمىكند ، تا زمانى كه خداى عز و جل قائمِ ما اهل بيت را مبعوث فرمايد . پس چون خداى عز و جل قائمِ ما اهل بيت را مبعوث كرد ، او در بارهء آن دو به حكم خداى عز و جل حكومت مىكند : يكى زانى محصن است كه او را سنگسار مىسازد و ديگر مانع الزكات است كه گردنش را مىزند » . « 3 »

6 / 2 : قضاوت به شيوه داوود و سليمان 8

1917 . الكافى - با سندش به نقل از ابو عبيده - : امام باقر عليه السلام فرمود : « اى ابو عبيده ! هنگامى كه قائم خاندان محمّد صلى الله عليه و آله قيام مىكند ، به شيوهء داوود و سليمان قضاوت مىكند و بيّنه نمىطلبد » . « 4 » 1918 . كمال الدين - با سندش به نقل از ابان بن تغلب - : امام صادق عليه السلام فرمود : « در اين مسجدتان ( مسجد مكّه ) سيصد و سيزده مرد مىآيند كه مكّيان مىدانند پدران مكّيان و اجدادشان ، و اجدادشان ، آنها را به دنيا نياورده‌اند ( / اهل مكّه نيستند ) . شمشيرهاى آنان به
هامش
( 1 ) . شايد مقصود از « اظلّه » عالم ذَر باشد ، چنان كه در احاديث از آن عالم ، به « ظلال » و « اظلّه » تعبير شده است . بنا بر اين ، معناى حديث ، چنين است كه اشخاصى كه در آن عالم با يكديگر برادر بوده‌اند و خداوند در ميان آنان برادرى و محبّت قرار داده است ، در زمان ظهور دولت مهدوى عليه السلام از يكديگر ارث مىبرند و يا اين كه مقصود از « اظلّه » ، سايه‌هاى اين عالم و كنايه از مسكن و خانه باشد ؛ يعنى از خانهء برادر سهمى هم به برادر مىدهد تا سايه‌سرى داشته باشد . ( 2 ) . الخصال : ص 169 ح 223 ، مختصر بصائر الدرجات : ص 170 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 309 ح 2 . ( 3 ) . الكافى : ج 3 ص 503 ح 5 ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 11 ح 1589 ، كمال الدين : ص 671 ح 21 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 371 ح 162 . ( 4 ) . الكافى : ج 1 ص 397 ح 1 ( با سند حسن مثل صحيح ) ، بصائر الدرجات : ص 259 ح 5 ( با سند صحيح ) ، بحار الأنوار : ج 23 ص 85 ح 28 .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 387 | محمد الريشهري