تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
حَتّى يَقولوا : وَ اللَّهِ ، ما هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ ، لَو كانَ مِن وُلدِها لَرَحِمنا ! يُغريهِ اللَّهُ بِبَنِى العَبّاسِ وَ بَنى امَيَّةَ . « 1 » تا آن جا كه مىگويند : « به خدا سوگند ، اين ، از فرزندان فاطمه نيست . اگر از فرزندان او بود ، به ما رحم مىكرد ! » . خداوند ، او را بر ضدّ عبّاسيان و امويان بر مىانگيزد . در نقلى ديگر از اين متن ، در قريشى بودن امام عليه السلام نيز ترديد شده است : حَتَّى يَقُولُوا مَا هذَا مِن قُرَيشٍ لَو كانَ هذا مِن قُرَيشٍ وَ مِن وُلدِ فَاطِمَةَ لَرَحِمَنَا . « 2 » اين از قريش نيست ؛ چرا كه اگر از قريش و از فرزندان فاطمه بود ، به ما رحم مىكرد ! با چشم‌پوشى از ضعف‌هاى سندى و مصدرى اين احاديث ، در تبيين مقصود از آنها مىتوان چنين گفت كه هماره وابستگان نسبى و نژادى ، با تمسّك به حلقهء مشترك خود ، سعى در نوعى برخورد متفاوت و مدارا و تسامح دارند . در اين متون نيز قريش از فاطمه عليها السلام به عنوان حلقهء ارتباطى خود با امام مهدى عليه السلام بهره جسته است . به نظر مىآيد كه اين حديث در صدد بيان اين اصل در قيام مهدوى است كه صرفِ داشتن رابطهء نسبى با امام عليه السلام ، مانع اجراى عدالت از سوى ايشان نخواهد بود و اگر مخالفان ايشان ، از ميان قريش نيز باشند ، ايشان با آنان مثل ديگر مخالفان و معاندان برخورد خواهد كرد . از اين رو ، از اين حديث هم نمىتوان خشونت يا كشتار را استنباط كرد ؛ بلكه بر فرض پذيرش صحّت سندى ، به بيان اصل مديريتى قيام امام مهدى عليه السلام در برخورد با مخالفان از قريش اشاره دارد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 88 ح 1689 ( الفتن ، ابن حمّاد ) . ( 2 ) . كتاب سليم بن قيس الهلالى : ج 2 ص 715 ح 17 .