تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
حديث دوم نيز لحنى انتقادى در نفى تسامح و آهنگى ايجابى در اثبات دشوارىهاى فراروى قيام امام مهدى عليه السلام دارد و پيام آن ، اين است كه اين قيام ، با دشوارىهاى جدّى و سختى رو به رو خواهد بود كه جز با ايثارگرى و جانبازى ، به سامان نخواهد رسيد . بخش پايانى اين حديث بر دشوارى امر قيام و عدم تسامح و تساهل در آن ، تصريح دارد و اين پندار را كه در قيام امام مهدى عليه السلام ، خونى از فردى ريخته نخواهد شد و مخالفان نيز همچنان آسوده خواهند بود ، مردود اعلام مىكند .

دستهء سوم : عدم ترحّم امام مهدى عليه السلام

در برخى از احاديث ، شدّت تعامل امام مهدى عليه السلام ، چنان تصوير شده كه در جلوهء رحمت بودن ايشان و نيز نسبت داشتن ايشان با خاندان وحى ، ترديد خواهد شد . در حديثى گزارش شده است كه ايشان به قريش ، يعنى نسل و تبار خويش ، آن چنان سخت خواهد گرفت كه در فرزند فاطمه عليها السلام بودن وى ، ترديد خواهد شد ؛ چرا كه ادّعاى قريشيان اين است كه : اگر او فاطمى بود ، به ما رحم مىكرد ! متن حديث منسوب به امام على عليه السلام چنين است : بِأَبِى ابنُ خِيَرَةِ الإِماءِ ، لا يُعطيهِم إلَّاالسَّيفَ هَرجاً هَرجاً ، مَوضوعاً عَلى عاتِقِهِ ثَمانِيَةَ أشهُرٍ حَتّى تَقولُ قُرَيشٌ : لَو كانَ هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ لَرَحِمنا . « 1 » پدرم فداى فرزند برگزيدهء كنيزان ! جز با شمشير و كشتار ، [ با جبّاران ] رفتار نمىكند و شمشيرش را هشت ماه بر دوش دارد تا آن جا كه قريش مىگويند : اگر او از فرزندان فاطمه بود ، به ما رحم مىكرد . در نسخهء ديگر از اين حديث ، به صراحت ، فاطمى بودن امام عليه السلام نفى شده است ؛ ليكن به قريش استناد نشده است :
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 86 ح 1685 .