تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
راهبى كتاب خوانده ، خبر آنان را مىشنود و به يكى از كسانى كه خبر آورده ، مىگويد : در زمين ، كسى نمانده كه از احوال اين افراد اطّلاعى داشته باشد ، جز من و مردى از يهوديان بابِل . از او احوال آن افراد را مىپرسند ؛ امّا به هيچ كس چيزى نمىگويد تا خبرش به آن طاغوت مىرسد . او را با كاروانى نزد او مىبرند و چون نزد او حاضر مىشود ، پادشاه به او مىگويد : آنچه گفته‌اى ، به من رسيده است و حال مرا مىبينى ! اگر قضيّه مشكوك است ، مرا تصديق كن تا قاتلشان را بكشم و بقيّه از اين اتّهام آزاد شوند . راهب مىگويد : اى پادشاه ! عجله نكن و غصّهء آن افراد را مخور كه آنان نه كشته مىشوند و نه مىميرند و نه پيشامدى كه پادشاه را خوش نمىآيد ، برايشان رخ مىدهد و نه از كسانى اند كه كارشان مشكوك است و در نهان كشته شده باشند ؛ بلكه ايشان گروهى اند كه از سرزمين پادشاه به سرزمين مكّه ، به سوى پادشاه امّت‌ها برده شده‌اند ؛ همان بزرگى كه پيامبران همواره به او بشارت مىدادند و از او سخن گفته ، وعدهء ظهور و عدالت و نيكوكارىاش را داده‌اند . پادشاه به او مىگويد : اينها را از كجا مىگويى ؟ راهب مىگويد : من جز حقيقت نمىگويم . كتابى با قدمت بيش از پانصد سال نزد من است كه عالمان ، آن را يكى از پس ديگرى ارث برده‌اند . پادشاه به او مىگويد : اگر آنچه مىگويى ، حق است و راست مىگويى ، كتاب را حاضر كن . آن گاه او را روانه مىكند تا كتاب را بياورد و چند تن از افراد مورد اعتمادش را همراه او روانه مىنمايد و طولى نمىكشد كه كتاب را مىآورد و آن را مىخواند . صفت ، نام و نام پدر قائم عليه السلام و تعداد همراهان و خروج آنان و اين كه بر سرزمين‌هاى پادشاه چيره مىشوند ، در آن نوشته شده است .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 343 | محمد الريشهري