تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
در ميان اين شك و ترديد ، مردى از بنى مخزوم مىآيد و از ميان مردم [ مكّه ] مىگذرد و خود را به رئيسشان مىرساند و مىگويد : امشب رؤياى شگفتى ديدم كه از آن هراسانم و دلم از آن لرزان است . به او مىگويد : رؤيايت را تعريف كن . او مىگويد : آتش انبوهى ديدم كه از بلنداى آسمان ، سرازير شد و پيوسته پايين آمد تا بر كعبه فرو افتاد و گرد آن چرخيد و ناگهان ملخ‌هايى با بال‌هايى سبز ديدم كه از فروانى مانند ملافه ، مىنمودند به اندازه‌اى كه خدا خواست ، به گرد كعبه چرخيدند و سپس به شرق و غرب پرواز كردند و از سرزمينى نگذشتند ، جز آن كه آن جا را سوزاندند و بر قلعه‌اى عبور نكردند ، جز آن كه ويرانش نمودند ، و از ترس بيدار شدم ، در حالى كه دلم مىلرزيد . و اهل مكّه مىگويند : اينان را ديده‌اى ؟ با ما بيا تا نزد اقيرع ( معبّرى از قبيلهء ثقيف ) برويم . او آن خواب را برايش تعريف مىكند و اقيرع مىگويد : خواب عجيبى ديده‌اى و در اين شب ، لشكرى از لشكريان خدا بر شما وارد مىشوند كه نيروى رويارويى با آنها را نداريد . مكّيان هم مىگويند : ما نيز امروز ، چيزهاى شگفتى ديده‌ايم ! از افرادى كه ديده‌اند ، خبر مىدهند . سپس از نزد او بر مىخيزند و قصدشان يورش به آنهاست ؛ امّا خداوند ، دل‌هايشان را از ترس و هراس آنان پر كرده است . پس با يكديگر مشورت مىكنند و به همديگر مىگويند : اى مردم ! در بارهء اين افراد ، عجله نكنيد ، كه هنوز كار زشت و خلاف آشكارى نكرده‌اند و شايد فردى از آنان در قبيله‌اى از قبايل شما باشد . اگر بدىاى از آنان ديديد ، خود مىدانيد با آنها چه كنيد ؛ ولى ما آنها را پايبند دين مىبينيم و نيكويى را در سيمايشان مشاهده مىكنيم و در حرم امن الهى نيز هستند و ريختن خونشان مباح نيست ، تا آن گاه كه كارى ناشايسته كنند ؛ ولى اين افراد هنوز كارى نكرده‌اند كه جنگ با آنان را روا كند . مخزومى - كه رئيس و سركردهء مكّيان است - مىگويد : ما از اين ايمن نيستيم [ و
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 333 | محمد الريشهري