تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
پشت سر هم مىآيند و راهزنى مىشود و يكديگر را غارت مىكنند و نه بزرگ ، به كوچك رحم مىكند و نه كوچك ، بزرگ را محترم مىشمارد ، اين هنگام است كه خداى عز و جل ، مهدى ما ، نهمين فرزند از نسل حسين عليه السلام را بر مىانگيزد تا دژهاى گم‌راهى را فتح كند و دل‌هاى غافل ( / مُهرخورده ] را در آخِرْزمان با ضرب تازيانه بيدار كند ( / بگشايد ) ، همان‌گونه كه من در اوّل‌ْزمان به آن پرداختم ، و زمين را از عدالت ، پُر مىكند ، همان گونه كه از ستم ، پُر شده است . اين احاديث ، بخشى از مطالب گفته شده ، يعنى اطلاق آخِرْزمان بر عصر بعثت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله را دچار مشكل مىنمايد ، امّا با بررسى بيشتر و دست‌يابى به احاديث ديگر كه مفهوم « اوّل‌ْزمان » را بر زمان‌هاى دورترى ، مانند روزگار نوح عليه السلام « 1 » و اصحاب كهف « 2 » اطلاق كرده‌اند و نيز برخى احاديث ديگر ، « 3 » مىتوان چنين گفت :
هامش
( 1 ) . مانند حديث مشهور به « توحيد مفضّل » : « فَإِن قَالَ : وَ لِمَ تَحدُثُ [ الآفات ] عَلَى النَّاسِ قِيلَ لَهُ لِكَيلَا يَركَنُوا إِلَىالمَعَاصِى مِن طُولِ السَّلَامَةِ فَيُبَالِغَ الفَاجِرُ فِى رُكُوبِ المَعَاصِى وَ يَفتُرَ الصَّالِحُ عَنِ الِاجتِهَادِ فِى البِرِّ فَإِنَّ هَذَينِ الأَمرَينِ جَمِيعاً يَغلِبَانِ عَلَى النَّاسِ فِى حَالِ الخَفضِ وَ الدَّعَةِ وَ هَذِهِ الحَوَادِثُ الَّتِى تَحدُثُ عَلَيهِم تَردَعُهُم وَ تُنَبِّهُهُم عَلَى مَا فِيهِ رُشدُهُم فَلَو خُلُّوا مِنهَا لَغَلَوا فِى الطُّغيَانِ وَ المَعصِيَةِ كَمَا غَلَا النَّاسُ فِى أَوَّلِ الزَّمَانِ حَتَّى وَجَبَ عَلَيهِمُ البَوَارُ بِالطُّوفَانِ وَ تَطهِيرِ الأَرضِ مِنهُم ؛ اگر بگويد : « اصلًا چرا آسيب‌هايى به مردم مىرسد ؟ » ، در پاسخ گفته مىشود : براى آن كه فاجران و فاسدان از سلامت و راحتى ، در گناه و فسق و فجور بيشتر و گناهان افزون‌تر ، گرفتار نيايند و نيكوكاران نيز از تلاش و مجاهده - كه لازمهء آن تحمّل دشوارىها و ناگوارىهاست - سستى نكنند . غالباً اين دو حالت ، زمانى رُخ مىنمايند كه مردم در راحتى و وفور نعمت باشند . اين بلاها ، آنان را از سقوط ، باز مىدارد و به آنچه سود و مصلحت آنان در آن است ، آگاه مىسازد . اگر از اين بلاها در امان و آسوده باشند ، در طغيان و معصيت ، فرو مىروند ، چنان كه مردم در آغاز ، چنين بودند و چنان در معصيت و فساد غرق شدند كه به بلا و طوفان ، گرفتار گشتند تا زمين از لوث آنان ، پاكيزه شود » . ( كتاب توحيد : ص 113 ) . ( 2 ) . قال على عليه السلام [ للحبر ] : سَل ، قَالَ : أَخبِرنِى عَن قَومٍ كَانُوا فِى أَوَّلِ الزَّمَانِ فَمَاتُوا ثَلَاثَمِائَةٍ وَ تِسعَ سِنِينَ ثُمَّ أَحيَاهُمُ اللَّه‌ُمَا كَانَ قِصَّتُهُم فَابتَدَأَ عَلِيٌّ عليه السلام وَ أَرَادَ أَن يَقرَأَ سُورَةَ الكَهفِ . . . ؛ امام على عليه السلام [ به حبر ] فرمود : « بپرس » . گفت : مرا از كسانى كه در دورهء نخستين بودند و سيصد و نُه سال پيش مُردند ، سپس خداوند ، آنان را زنده كرد ، خبر ده كه داستانشان چيست ؟ على عليه السلام آغاز سخن كرد و خواست سوره كهف را قرائت كند . . . . ( قصص الأنبياء : ص 225 ، بحار الأنوار : ج 14 ص 412 ) ( 3 ) . مانند روايت وهب بن منبّه - در تعبير خوابى كه بُختُنَصَّر ديده بود : . . . قَالَ دَانِيَالُ عليه السلام : أَمَّا الصَّنَمُ الَّذِى رَأَيتَ فَإِنَّهَا أُمَمٌ تَكُونُ فِى أَوَّلِ الزَّمَانِ وَ أَوسَطِهِ وَ آخِرِهِ وَ أَمَّا الذَّهَبُ فَهُوَ هَذَا الزَّمَانُ وَ هَذِهِ الأُمَّةُ الَّتِى أَنتَ فِيهَا وَ أَنتَ مَلِكُهَا وَ أَمَّا الفِضَّةُ فَإِنَّهُ يَكُونُ ابنُكَ يَلِيهَا مِن بَعدِكَ ؛ دانيال عليه السلام گفت : امّا بتى كه ديدى ، امّت‌هايى هستند كه در دورهء نخستين و ميانى و پسين خواهند بود . طلا ، عبارت از زمان كنونى است و امّتى كه تو در آنى و حاكمشان هستى . نقره نيز فرزند توست كه پس از تو به حكومت مىرسد ( قصص الأنبياء : ص 225 ، بحار الأنوار : ج 14 ص 366 ، ح 7 ) .