صالح از سمرقند « 1 » خروج مىكند و پس از آن ، سفيانى ملعون - كه از نسل عُتبة بن ابى سفيان است - ، از وادى يابس ( بيابان خشك ) خروج مىكند و چون سفيانى ظهور مىكند ، مهدى پنهان مىشود و پس از آن ، خروج مىكند » . « 2 »
1389 . بحار الأنوار - به نقل از سرور أهل الايمان با سندش به نقل از جابر - : امام صادق عليه السلام « 3 » فرمود : « به زمين بچسب و دست و پا مزن تا نشانههايى را كه برايت مىگويم ، دريابى و نمىبينم كه تو آنها را دريابى : اختلاف ميان بندگان خدا ، نداى منادى آسمانى ، فرو رفتن به زمين در روستايى از روستاهاى شام در منطقهء جابيه ، فرود آمدن تُركان به جزيره ، فرود آمدن روميان به رمله ، و اختلاف فراوان در آن هنگام در هر سرزمين تا اين كه شام ، ويران شود و سبب آن ، گرد آمدن سه پرچم در آن است :
پرچم اصهب ، « 4 » پرچم ابقع « 5 » و پرچم سفيانى » . « 6 »
1390 . الغيبة ، نعمانى - با سندش به نقل از جابر بن يزيد جعفى - : امام باقر عليه السلام فرمود : « اى جابر ! به زمين بچسب و حركت مكن تا نشانههايى را كه برايت ذكر مىكنم ، ببينى ،
هامش
( 1 ) . سمرقند ، در آسياى ميانه و يكى از استانهاى فعلى كشور ازبكستان است .
( 2 ) . الغيبة ، طوسى : ص 443 ح 437 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 213 ح 65 .
( 3 ) . به نظر مىرسد اين حديث به خاطر راوى آن ، از امام باقر عليه السلام است ، چنان كه در نسخهء ديگر از سرور أهلالإيمان ، اين گونه آمده است . همچنين از جهت مضمون نيز همانند حديث قبل از آن در بحار الأنوار است . بنا بر اين ، احتمال قوى داده مىشود كه با حديث قبلى يكى بوده و از امام باقر عليه السلام باشد .
( 4 ) . اصهب ، يعنى سرخ و سفيد و بور و احتمالًا در اين جا مقصود ، فردى از تبار روميان است كه بور و سرخ و سفيد است .
( 5 ) . ابقع ، يعنى دورنگ ، مانند زاغ سياه و سفيد و احتمالًا اين جا مقصود مردى است كه پيسى گرفته است . ظاهر سياق حديث ، اين است كه اصهب و ابقع نام دو تن باشند مثل سفيانى .
( 6 ) . بحار الأنوار : ج 52 ص 269 ح 159 ( به نقل از سرور أهل الإيمان : ص 129 ح 1 ) .