گفتم : خداى من ! من علمى ندارم . « 1 »
فرمود : " اى محمّد ! چرا وزير ، برادر و وصىاى براى پس از خودت از ميان آدميان بر نگرفتى ؟ " .
گفتم : خداى من ! چه كسى را برگيرم ؟ تو برايم برگزين ، اى خداى من !
خداوند به من وحى كرد : " على بن ابى طالب را از ميان آدميان برايت برگزيدم . . .
و خروج يازده هدايتيافته را از صلب او به تو عطا كردم كه همهء آنها از نسل تو و از بانوى از دنيا گسسته [ زهرا ] هستند و عيسى بن مريم ، پشت سرِ آخرينِ فرد آنها ، نماز مىخواند . او زمين را از عدالت پر مىكند ، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است . [ مردم را ] با او از هلاكت نجات مىدهم و از گمراهى به هدايت مىآورم و از نابينايى به بينش مىرسانم و بيمار را شفا مىدهم " .
گفتم : خدا و سَرور من ! اين ، چه هنگام روى مىدهد ؟
خداوند عز و جل وحى نمود : " هنگامى كه دانش از ميان برود و جهل پديدار شود و قاريان ، فراوان گردند و عمل ، اندك و كشتار ، بسيار « 2 » شود و فقيهان هدايتگر ، كم و فقيهان گمراه و خائن و نيز شاعران ، فراوان شوند و امّتت قبرهايشان را مسجد و قرآنهاى خود را تزيين كنند و مسجدهاى خود را بيارايند و ستم و تباهى ، فراوان گردند و زشتكارى آشكار شود و امّتت به آن فرمان داده و از نيكوكارى ، باز داشته شوند و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند و فرمانروايان ، كافر ، اوليايشان فاجر ، ياورانشان ظالم و رايزنان آنان فاسق شوند .
و اين هنگام ، سه خسوف روى مىدهد : خسوفى در شرق ، خسوفى در غرب و خسوفى در جزيرة العرب ، و [ نيز ] ويرانى بصره به دست مردى از نسل تو كه
هامش
( 1 ) . پرسش و پاسخ ، به آيهء 69 از سورهء ص ، اشاره دارد كه احتمال دارد اين آيه نيز به جريان سؤال فرشتگان در بارهء جانشينى آدم در زمين نظر داشته باشد .
( 2 ) . در نسخهء بحار الأنوار ، « فتك ( ترور ) » به جاى « قتل ( كشتار ) » آمده است .