2 / 11 آشفتگى و كشتار فراوان
1330 . المعجم الكبير - با سندش به نقل از على مكّى هلالى - : بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در بيمارى منجر به رحلتش وارد شدم . فاطمه عليها السلام را نزد سرش ديدم كه گريست و چون صدايش به گريه بلند شد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چشمش را به سوى او باز كرد و فرمود :
« عزيزم ، فاطمه ! چه چيزى تو را به گريه انداخته است ؟ » .
گفت : از تباهىِ پس از شما مىترسم !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « عزيز من ! آيا نمىدانى كه خداوند عز و جل به زمين نگاهى انداخت و پدرت را از آن برگزيد و او را به رسالتش برانگيخت و دوباره نگاه كرد و همسرت را از آن برگزيد و به من وحى كرد كه تو را به همسرى او در بياورم ؟
اى فاطمه ! خداوند به ما اهل بيت ، هفت ويژگى داده است كه به كسى پيش از ما نداده و پس از ما نيز به كسى نخواهد داد . من ، خاتم پيامبران و گرامىترين فرستاده نزد خداوند و محبوبترين خلق خدا نزد او ، و پدر تو هستم ، و وصىّ من ، بهترينِ وصيّان و محبوبترينِ آنان ، نزد خداوند است و او همسر توست ، و شهيد ما ، بهترينِ شهيدان و محبوبترينِ آنان نزد خداوند است و او عمويت حمزة بن عبد المطلّب است و او عموى پدرت و عموى همسرت نيز هست ، و از ماست آن كه دو بال سبزرنگ دارد و در بهشت ، همراه فرشتگان به هر كجا كه بخواهد ، پرواز مىكند و او پسرعموى پدرت و برادر همسرت است ، و دو سبط اين امّت ، از مايند و آن دو ، پسران تو ، حسن و حسين ، اند كه هر دو ، سَرور جوانان بهشتى هستند و پدرشان - سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت - از آن دو ، بهتر است .
اى فاطمه ! سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت ، مهدى اين امّت ، از نسل آن دو است . هنگامى كه دنيا آشوب مىشود و فتنهها پشت سر هم مىآيند و راهها ناامن مىشوند و يكديگر را غارت مىكنند و نه بزرگ به كوچك رحم مىكند و نه