خلق او مؤكّد كردد ، تا غايت كه بر روى زمين هيچ كس نباشد كه از قم ، اين علم بذو نرسد و بذو نرسانند . پس به نزديك آن حجّت خداى عزّ و جلّ ظاهر شود - يعنى قائم آل محمّد - و بر همهء خلق ، واجب و لازم بود كه به طاعت وى - يعنى محمّد مهدى - مسارعت و مبادرت نمايند ؛ چون قائم آل محمّد ظاهر كردد ، و سبب نقمت و عذاب و سخط حقّ - عزّ اسمه - بود بر خلائق عالم ؛ زيرا كه حقّ - عزّ اسمه و علا - خلق خود را عذاب نكند ، و از ايشان انتقام نكشد ، الّا پس از انكار كردن ايشان كسى را ، كه او حجّت خدا باشد بر ايشان .
و اللَّه أعلم . « 1 »
1285 . تاريخ قم : به نقل از ابى الأكراد على بن ميمون صائغ ، كه او گفت كه : از ابى عبد اللَّه شنيدم ، كه او فرمود كه : حق - عزّ و علا - به كوفه بر همهء شهرها حجّت كرفت . به مؤمنان كوفه بر همهء اهل شهرها از مؤمنان ، و به شهر قم بر همهء شهرها حجّت گرفت ، و به اهل قم بر همه أهل مشرق و مغرب از جِن و انس ، حجّت گرفت ، و حق - عزّ و علا - قم و اهل قم را بر روى زمين از جِن و انس هركز مستضعف نگذاشت ، و همهء اوقات ايشان را به توفيقات و تأييدات سبحانى ، مشرّف كردانيد .
و بعد از آن فرمود كه : دين و اهل دين به قم خوار باشند ، و اگر نه چنين بودى ، مردم به قم و جانب قم شتابان شدندى ، و جون مردم بذان مسارعت نمودندى و بشتافتندى ، قم خراب شدى ، و اهل آن باطل شدندى ، و خذائرا به قم و اهل قم بر ديكر شهرها حجّت نماندى . و جون حال بذين رسيدى ، و حجّت خذا بر خلق نماندى ، آسمانها و زمينها بر جاى نايستادندى ، و خلائق طرفة العينى مناظره و حجّت بر يكديكر نياوردندى . و در همه اوقات و ساعات ، بلا از قم و اهل قم مدفوع است ، و زود باشد كه روزكارى در آيد كه خذائرا بر همهء خلائق ، حجّت باشد به قم و اهل قم ، و اين در زمان غيبت قائم آل محمّد بود ، قم و اهل قم قائم مقام حجّت شوند ، تا به وقت ظهوركردن قائم عليه السلام ، و اكر حق - عزّ و علا - قم و اهل قم را قائم مقام حجّت نگرداند ، از مدّت غيبت او تا به وقت ظهور او ، عالم و هر چه در اوست ، به زمين فرو شود با اهلش ، و خراب كردد .
و به درستى و راستى كه فرشتكان هميشه بلا از قم و اهل قم دفع مىكرداند . هيچ جبّارى و كردنكشى به قم و اهل قم به بد قصد نكنند ، الّا كه حق - عزّ اسمه [ كه ] شكنندهء
هامش
( 1 ) . تاريخ قم : ص 268 ، بحار الأنوار : ج 60 ص 213 ح 23 .