نماز در آن جا مىخواند و هر كس در كوفه است . از مرجئه « 1 » و ديگران ، از لشكر سفيانى به سوى او مىآيند و او به يارانش مىفرمايد : " براى فريب دشمن ، عقبنشينى تاكتيكى كنيد " و سپس مىفرمايد : " باز گرديد و حمله كنيد " » .
امام باقر عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، حتّى يك نفر از آنان هم از خندق نمىگذرد تا خبرى بياورد . [ قائم ] سپس وارد كوفه مىشود و هيچ مؤمنى [ در جهان ] نمىماند ، جز آن كه به كوفه مىآيد و يا به آن ( كوفه ) مشتاق مىشود و اين ، همان سخن امير مؤمنان على عليه السلام است . آن گاه قائم به يارانش مىگويد : " به سوى اين طغيانگر برويد " و او را به كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرا مىخواند و سفيانى دست بيعت و تسليم به او مىدهد ؛ ولى قبيلهء كلب كه دايىهاى او هستند ، به او اعتراض مىكنند كه : چه كردى ؟ به خدا سوگند ، ما هرگز بر اين امر با تو بيعت نمىكنيم .
سفيانى مىگويد : چه كار كنم ؟ مىگويند : با او رو به رو شو . او نيز با قائم عليه السلام رو به رو مىشود و [ امام عليه السلام ] به او مىفرمايد : " مراقب باش كه من [ آنچه را لازم بود ، ] به تو رساندم ، و من با تو مىجنگم " و صبح كه مىشود ، با آنان مىجنگد و خدا بر آنها مسلّطشان مىكند و سفيانى اسير مىشود و او را مىآورند و [ امام عليه السلام ] او را با دستان خودش مىكُشد . سپس دستهاى از سوارانش را به سوى روم مىفرستد تا باقىماندهء امويان را حاضر كند ، و چون سواران به روم مىرسند ، مىگويند : همكيشان ما را كه نزد شمايند ، به سوى ما بفرستيد ؛ امّا آنان خوددارى مىكنند و مىگويند : به خدا سوگند ، ما چنين نمىكنيم ، و سواران مىگويند :
به خدا سوگند ، اگر به ما فرمان دهد ، با شما مىجنگيم . سپس روميان نزد فرمانروايشان مىآيند و موضوع را خبر مىدهند . او مىگويد : برويد و همكيشانشان را به آنها بسپاريد ، كه اينها با قدرتى بزرگ آمدهاند ، و اين ، همان سخن خداوند است كه : « و چون عذاب ما را دريافتند ، ناگاه از آن مىگريختند . مگريزيد و به كامرانى و خانههايتان باز گرديد . باشد كه بازخواست شويد » يعنى از گنجهايى كه مىاندوختيد ، « گفتند : واى بر ما ! بى گمان ، ما ستمكار بودهايم و هماره آن سخنشان بود ، تا آن كه آنان را [ چون گياه دروشدهاى ] خاموش و بىجان كرديم » .
هامش
( 1 ) . مرجئه ، فرقهاى از مسلمانان اند كه به عقيدهء ايشان با بودن ايمان ، هيچ معصيتى زيان نمىرساند ، همان طوركه با كفر ، طاعتى سود نمىدهد . وجه تسميهء ايشان اين است كه به عقيدهء اين گروه ، خدا عذاب ايشان را در برابر گناهان به تأخير انداخته است .