مىگويى : « 1 » « خدايا ! اين ماه رمضان است كه قرآن را در آن فرو فرستادى . . . اى يگانه ! اى بىنياز ! اى خداى محمّد ! امروز براى محمّد و نيكان عترتش خشم بگير و دشمنانش را دستهدسته به هلاكت برسان و يكيك آنها را به شمار آر و يك تن از آنها را بر روى زمينت باقى مگذار و هرگز آنها را نيامرز .
اى همراه نيكو ! اى جانشين پيامبران ! تو رحيمترين رحيمانى . آغازگر ! نوآفرين ! كسى كه چيزى همانندت نيست ، جاويد بىغفلت ، زندهء بى مرگ و هر روز به كارى . تو ياور محمّد و برترىدهندهء محمّدى . از تو مىخواهم كه وصىّ محمّد ، خليفهء محمّد ، قيامكننده به عدالت را از ميان اوصياى محمّد - كه درودهايت بر ايشان باد - يارى دهى [ و ] يارىات را متوجّه آنان كنى . اى خداوند بى همتا ! به حقّ يگانگى و بى همتايىات ، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ما را در دنيا و آخرت ، همراه آنان كن و فرجام كارم را به سوى مغفرت و رحمتت قرار بده ، اى رحيمترين رحيمان ! » . « 2 »
1061 . المقنعة : باب توضيح درود فرستادن بر پيامبر و امامان عليه السلام در هر روز ماه رمضان از اوّل تا آخر آن : در پى اين تسبيح ، بر محمّد و خاندانش - مطابق همان گونه كه روايات گفتهاند - درود مىفرستى . پس مىگويى : « « خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند . اى مؤمنان ! بر او درود فرستيد و سلامى كامل و شايسته به او بدهيد » . آرى ، اى خداى من ! حتماً چنين
هامش
( 1 ) . متن موجود در تهذيب الأحكام و مصباح المتهجد ، شبيه متن موجود در المقنعة است ؛ اما سيد ابن طاووس درالإقبال ، آن را اين گونه نقل كرده است .
مىگويم : ما دعايى را كه براى هر روز ماه رمضان وعده كرديم ، نقل كنيم ، چنين است : آنچه با سند خود از محمّد بن يعقوب كلينى در كتاب الكافى ، و از كتاب على بن عبد الواحد نهدى ، با سند هر دو به امام على بن حسين - كه صلوات خدا بر آن دو باد - روايت كردهايم ، اين است و امام زين العابدين عليه السلام ، آن را مىخواند . و امام محمّد بن على باقر عليه السلام نيز در هر روز ماه رمضان آن را مىخواند . در برخى روايتها ، كم و زياد دارد و الفاظ برخى چنين است : « اللَّهمّ هذا شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن . . . خداوندا ! اين ماه رمضان است ، كه در آن قرآن را فرو فرستادى . . . » .
( 2 ) . المقنعة : ص 332 - 339 ، تهذيب الأحكام : ج 3 ص 111 - 114 ، مصباح المتهجّد : ص 610 - 614 ح 696 ، الإقبال : ج 1 ص 202 - 20 ، البلد الأمين : ص 223 - 225 ، المصباح ، كفعمى : ص 817 - 821 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 101 - 104 ح 3 .