5 / 14 : امداد غيبى در راه عرفات
حجّة الإسلام آقاى محمّد حسين مؤمن پور گفت :
حدود سال 1351 شمسى ، به عنوان روحانى كاروان به حج مشرف شده بودم .
در آن دوران كاروانها سازماندهى امروز را نداشتند و برخى از مديران كاروانها ، هرطور كه مىخواستند عمل مىكردند و خيلى مقيد به رعايتِ دقيق مسائل شرعى نبودند .
نزديك ظهر روز هشتم ذى حجه بود كه زائران را جمع كرده ، كيفيت احرام حج تمتع و مسائل مربوط به آن را برايشان توضيح دادم و گفتم : اگرچه احرام بستن در تمام شهر مكه جايز است ، ولى به لحاظ رعايت احتياط و براى درك ثواب بيشتر ، ان شاء اللَّه دسته جمعى به مسجدالحرام مىرويم و پشت مقام ابراهيم نيت كرده ، محرم مىشويم .
وقتى سخنانم به آخر رسيد همراه زائران براى صرف ناهار رفتيم . مدير كاروان با حالتى عصبانى آمد و خطاب به من گفت : چرا اين سخنان را به زائران گفتيد ؟
پرسيدم : چطور ؟
گفت : مگر ممكن است در اين وضعيت شلوغى حاجيان را به مسجدالحرام ببريم ؟ امكان ندارد ، حتماً بايد همين جا محرم شويم و به عرفات برويم !
در پاسخش گفتم : من فقط مسائل شرعى حاجيان را گفتم ، اگر نگرانى ، زمان حركت را به من بگو ، من زائران را مى برم و به موقع نيز برمى گردانم .
سپس به زائران گفتم : سريع نهار را صرف كرده ، آمادهء رفتن به مسجدالحرام شوند .
آنان نيز به سرعت آماده شده ، پياده از محل ساختمان كه در حجون بود ، به طرف